سخنگوي سابق انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه تهران و علوم پزشكي تهران گفت: وظيفه دلسوزان نظام و انقلاب اين است كه آرمانهي اوليه انقلاب را يادآوري و از اين ميراث گرانقدر پاسداري كنند.
داوود دشتباني در گفتوگو با خبرنگار سياسي خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا)، با بيان اينكه انقلاب را بايد از نظر تاريخي مورد نظر قرار داد و در يك نگاه كلي تاريخ معاصر ايران را بررسي و بازنگري كرد، گفت: انقلاب اسلامي نقطه و برههي جديدي در تاريخ معاصر ايران و نتيجهي تلاش قريب به 100 سالهي جامعهي ايراني براي رسيدن به يك الگو براي نظام سياسيشان است.
سخنگوي سابق انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه تهران و علوم پزشكي تهران با بيان اينكه تفكر امارت اسلامي به طور واضح و روشن عنوان ميكند كه انسانگرايي در مقابل خداگرايي قرار دارد، اظهار كرد: اين خطرناكترين تفكري است كه امروز در ايران وجود دارد و تلاش ميكند كه مردم را در مقابل خدا قرار دهد و به همين جهت وظيفه دلسوزان نظام و انقلاب اين است كه با تمام تلاش و مجاهدت در مقابل اين جريان قدم علم كرده و آرمانهي اوليه انقلاب را يادآوري كند و از اين ميراث گرانقدر پاسداري كنند. نبايد اجازه داد كه اين تفكر كه امام (ره) بارها جامعهي ايراني را از آن برحذر داشته بود حاكم شود و سرنوشت كشور را به بازي بگيرد.
|
رژيم فعلي ليبي نميتواند دوست و برادر براي ملت مسلمان و انقلابي ايران محسوب شود
|
/ميزگرد ١٣ آبان ــ حقطلبي دانشجويان درايسنا/
سخنگوي انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه تهران و علوم پزشكي تهران:
وظيفه جنبش دانشجويي صيانت از تفكر امام(ره) است
سخنگوي انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه تهران و علوم پزشكي تهران تاكيد كرد: جريانهاي دانشجويي بايد تلاش بيشتري براي شناختن و شناساندن تاريخ معاصر ايران بكنند.
به گزارش خبرنگار سياسي خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا)، داوود دشتباني، سخنگوي انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه تهران و علوم پزشكي تهران، در نشست «13 آبان – حقطلبي دانشجويان» كه در محل اين خبرگزاري برگزار شد با بيان اين كه بايد بررسي شود كه واقعه 13 آبان در چه فضايي اتفاق افتاد، گفت: حمله به سفارت براي نخستين بار در آبانماه 58 اتفاق نيفتاد و پيش از آن نيز گروههاي چپ تلاشهاي زيادي كرده بودند كه با دخالت شهرباني، كميته و گروههاي مردمي جلوي آنها گرفته شده بود و اين به آن خاطر بود كه ميخواستند ابتكار عمل به دست آنها نيفتد.
وي تصريح كرد: اين مسالهاي است كه بايد مدنظر قرار گيرد، اما به طور معمول فراموش ميشود كه 13 آبان اولين حركت براي گرفتن سفارت آمريكا نبود و تكرار عملي بود كه پيش از اين گروههاي ديگري انجام داده بودند.
دشتباني افزود: اين گروههاي دانشجويي در آن زمان تلاش كردند تا از طريق موسوي خويينيها از امام(ره) كسب اجازه كنند و با توجه به اين كه چند روز پيش از 13 آبان امام(ره) در يك سخنراني دانشآموزان و دانشجويان را مورد خطاب قرار داده و تشويق كردند كه بايد عليه استكبار وارد عمل شوند، دانشجويان تصورشان اين شد كه امام(ره) به اين شكل پيامش را ميرساند.
سخنگوي انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه تهران و علوم پزشكي تهران با بيان اين كه دانشجويان احتمال ميدادند كه در تسخير سفارتخانه دچار مشكل شوند، افزود:هماهنگيهايي با محسن رضايي صورت گرفت كه نيروها نظامي را منفعل كنند و از آنجايي كه سفارت پيشينه چند حمله را داشت و امكانات دفاعي داشت به نظرشان ميرسيد كه امكان دارد، نتوانند موفق شوند.
دشتباني تاكيد كرد: در تحليل جريانهاي دانشجويي نبايد دچار توهم شويم.
سخنگوي انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه تهران و علوم پزشكي تهران با اشاره به عنوان دانشجويان خط امام(ره) و بيان اين كه كمتر كسي را در بين دانشجويان خط امام ديدهام كه آن حركت را نفي كند، گفت: آنها هنوز هم دور هم جمع ميشوند و آن جريان به آنها هويت ميدهد و همچنان آمريكا را شيطان بزرگ ميدانند.
دشتباني اظهار عقيده كرد: قضيه انگليس و هر كشور ديگري با آمريكا فرق ميكند و كاري كه آمريكا در ايران ميكرد فراتر از جاسوسي عرفي بود؛ بلكه سفارتخانه آمريكا ستاد ساماندهي آشوبهايي بود كه در كشور صورت ميگرفت.
وي افزود: اگر سفارت آمريكا به آن صورت تاكنون در ايران حضور داشت، تكليف من نيز اين بود كه به عنوان دانشجو همان كاري را بكنم كه دانشجويان در 13 آبان كردند و بين نقش آمريكا و ديگر كشورها تفاوت وجود دارد؛ به طوري كه اقدامات آمريكا به حد بحراني رسيده بود.
دشتباني با بيان اين كه اخراج سفير آمريكا همان تبعات تسخير سفارتخانه را داشت، خاطر نشان كرد: دو نظام ايران و آمريكا به طور كامل در تقابل با همديگر هستند. آمريكا پس از انقلاب اسلامي با توجه به اين كه تجربه به شكست رساندن انقلابهاي ديگر قبل از رسيدن به دوران تثبيت را داشت، موضع برخورد با نظام را درپيش گرفت.
وي با تاكيد براينكه بايد ويژگي مهم حركت امام(ره) و جنس اصلي اين حركت را شناخت،افزود:از آنجا كه امام نيز يك روحاني بزرگ بود و روحانيت در جرياني كه امام(ره)، رهبرياش را ميكرد نقش مهمي داشت. انقلاب اسلامي 57 به عنوان روحانيت و حوزه شناخته شد. در صورتي كه بايد به منابع دست اول برگرديم تا بفهميم جنس اصلي حركت چيست؟ تعابيري همچون روحاني فرصتطلب، متحجرين و روحاني آمريكايي را كه امام (ره)دارند، بايد شناخت.
وي با اشاره به غربت نگاه پوياي امام(ره) به مسايل حتي در حوزههاي علميه، وظيفه جنبش دانشجويي را صيانت از اين جريان تنها دانست كه درحال تخطئه است.
وي تاكيد كرد: آن چه باعث تجلي انقلاب شد محصول تفكر امام (ره) بود.
سخنگوي انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه تهران و علوم پزشكي تهران اظهار عقيده كرد: برخي جريانات سنتي مذهبي كه نفوذ و گستردگي دارند، با يك سري ترفندهايي خرافات را گسترش ميدهند و از صندوق و ذخيره دين بيرويه استفاده ميكنند.
سخنگوي انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه تهرانوعلوم پزشكي تهران:
تخريب فضاي آرام دانشگاه را قبول نداريم
تلاشهايمان براي طرح سوال از رييسجمهور نتيجه نداد
*گزارش كامل ايسنا از برگزاري تجمعهاي دانشجويي در دانشگاه تهران*
سخنگوي انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه تهران و علوم پزشكي با اشاره به تجمعهاي امروز دانشجويان در دانشگاه تهران گفت: تلاشها و درخواست ما از مسوولان دانشگاه و وزارت علوم براي اين كه بتوانيم در مراسم شروع سال تحصيلي جديد و سخنراني احمدي نژاد حضور داشته باشيم و مسايل و سوالاتي را مطرح كنيم نتيجه نداد و متاسفانه اين امكان فراهم نشد كه بتوانيم حضور داشته باشيم.
داود دشتباني در گفتوگو با خبرنگار سياسي خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا) افزود: پينشهاد ما اين بود كه يك نماينده از بسيج و يك نماينده از انجمن اسلامي دانشجويان و اگر هم امكانش بود يك نماينده از انجمن صنفي صحبتهايي را در جريان سخنراني احمدي نژاد داشته باشند، اما اين امكان فراهم نشد.
دشتباني تصريح كرد: اما ما براي اين كه مطالبات گفته شود تجمع و تريبون آزادي تشكيل داديم و تلاش كرديم از آنجا پيام خودمان را به رييس جمهور برسانيم.
وي به آنچه آن را مشكلات براي دانشچويان در آغاز سال تحصيلي جديد ميخواند كه يك مقداري از آنها نيز از سال هاي قبل ادامه دارد اشاره كرد و ابراز عقيده كرد: برخي دانشجويان در بازداشت به سرميبرند و اساتيدي نيز از تدريس محروم شدهاند كه عموما از اساتيد برجسته و محبوب دانشجويان هستند و مسلمان و انديشمند هستند.
سخنگوي انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه تهران تصريح كرد: اين انتظار از دولت مي رود كه براساس سخناني كه رييس جمهور در دانشگاه كلمبيا داشت مبني بر آزادي اساتيد و دانشجويان در ايران، بازگشت به كلاسهاي درس دانشجويان و اساتيد محروم را فراهم آورند.
وي با تاكيد براينكه اين جزء آرمان هاي اوليه و اصيل انقلاب بوده كه در دانشگاه فضاي آزادي فراهم شده است كه آراي مختلف كه حتي گرايشهاي غيراسلامي داشته باشند، بتوانند در فضاي آكادميك ديدگاه هاي خود را مطرح كنند و در معرض قضاوت عمومي قرار دهند، ابراز عقيده كرد: اما ما متاسفانه شاهد اين انحراف بزرگ هستيم كه دانشجويان و اساتيد مورد تخطئه و برخورد قرار مي گيرند.
دشتباني ادامه داد: از سوي ديگر بايد عنوان كرد كه دانشگاه محل اهانت و آشوب نيست و هر گونه اقدام وعملي كه در جهت تخريب فضاي آرام و آكادميك دانشگاه باشد از نظر ما غير قابل پذيرش است. ما با وجود انتقاداتي كه به دولت داريم خودمان را متعهد به آرمان هاي اصيل انقلاب و حضرت امام خميني (ره) مي دانيم و اتفاقا تلاشمان براي نقد دولت در جهت عمل به فريضه امر به معروف ونهي از منكر و جلوگيري از فساد و انحراف است.
وي با بيان اين عقيده كه مسوولان اجازه ندارند تا عملكرد اجرايي خودشان را به همه آرمانها و اعتقادات ديني و انقلابي مردم ايران منتسب كنند و بديهي است كه آرمانهاي كلي براي همه ما پذيرفته شده است،تصريح كرد: اين متفاوت است با نقدهايي كه در حوزه عملكرد اجرايي به دولت وجود دارد.
وي به مقايسه عملكرد مسوولان و تشكل هاي دانشجويي در زمان پيشين و زمان فعلي تصريح كرد: اين مقايسه فاقد مبناي درستي است چرا كه آنهايي كه مي گويند 270 استاد دانشگاه تهران در زمان پيشين اخراج شده اند مجموعه بازنشستگي هاي كاركنان و پرسنل دانشگاه را در نظر گرفته اند و به نام اخراج عنوان مي كنند كه اين به هيچ وجه درست نيست. علاوه بر اين به نظر من بايد موضوع دانشگاه تهران را جداي از حوزه وزارت علوم بررسي كرد.
وي ابراز عقيده كرد: در مجموع عملكرد مديريت دانشگاه تهران به نسبت ساير دانشگاهها و سياستهاي حاكم بر وزارت علوم متعادل تر و منطقي تر بوده است وبه اعتقاد من مواردي هم كه، از آنچه آن را اخراج اساتيد در دانشگاه تهران خواند، شاهديم خارج از حوزه مديريت دانشگاه تهران و با فشارها و آشوب آفريني هاي جمعهاي محفلي و باندي صورت مي گيرد كه در تلاش هستند رويه مستقل مديريت دانشگاه تهران را تحت تاثير قرار دهند.
سخنگوي انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه تهران فشار بر دانشگاهها را مخل استقلال دانشگاههاي مهمي همچون دانشگاه تهران خواند.
سخنگوي انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه تهران و علوم پزشكي تهران گفت : اگر در دانشگاه نقصي وجود داشته باشد به هيچوجه ازحد نرمال جامعه بالاتر نيست و قطعا محيط دانشگاهها امنتر ازجامعه است.
داوود دشتباني در گفتوگو با خبرنگار سياسي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، با بيان اينكه عدهاي مطرح ميكنند در دانشگاهها فساد اخلاقي وجود دارد، اظهار داشت: متأسفانه اين ديدگاه كاملا اشتباه است. به نظر ميرسد ديدگاههايي كه دربارهي رواج داشتن فساد در دانشگاهها مطرح ميشود بيشتر از آنكه جنبهي واقعي داشته باشد و معطوف به شناخت واقعي این افراد از دانشگاهها باشد، مربوط به اين موضوع ميشود كه دانشگاهها داراي فضاي آزادانديشي و تأمل هستند و ميتوانند با تفكرات اين جريان فكري در تضاد باشند و اجازه ندهند كه اين جريانات تماميتخواه فضاي فكري كشوررا قبضه كنند و درمقابل تماميتخواهي آنها مقاومت ميكنند.
وي افزود: مهمترين ويژگي دانشگاه آن است كه علم و تفكر، بر آن حاكم است. به همين جهت انتساب اين مسائل به دانشگاه ظلم و جفاي بزرگي به دانشجويان است؛ چراكه دانشجويان از فرهيختهترين و منتخبترين افراد جامعه به حساب ميآيند. دانشجويان به دليل تحصيلاتشان از آگاهي اجتماعي بالاتري برخوردارند و نسبت به حد نرمال جامعه از سلامت اخلاقي و اجتماعي بيشتري برخوردار هستند.
اين فعال دانشجويي ادامه داد: متأسفانه تفكراتي كه ديدگاههاي اينچنيني را مطرح ميكنند به نوعي ميخواهند از دانشجويان و دانشگاه انتقام بگيرند. مطمئنا چنين ديدگاههايي منصفانه و قابل اعتماد نيست. بايد در نظر گرفت دانشجويان و جوانان، آيندهسازان و سرمايههاي اين كشور هستند. حمله و تخريب به اين سرمايهها ظلم بزرگي است و تاوان آن را كل جامعه و كشورخواهد پرداخت.
سخنگوي انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه تهران و علوم پزشكي تهران، با بيان اين عقيده كه متأسفانه ديدگاههاي سنتي كه در برخي ازدانشجويان وجود دارد در تضاد با ديدگاههاي امام خميني و انقلاب اسلامي است، خاطرنشان كرد: درگذشته امام خميني (ره) بارها به طور صريح در دفاع از دانشجويان و در مقابل ديدگاههاي اينچنيني از سوي برخي متعصبين، موضعگيري شفاف داشتهاند. در یکی از همین موضع گیری ها با مقایسه زمان پهلوی که می خواستند روحانیون را از سیاست جدا کنند می فرمایند در حال حاضر توطئهاي وجود دارد كه ميگويد دانشجويان نبايد وارد سياست شوند كه اين توطئه، از توطئهي اول بسيار خطرناكتر است.
وي با بيان اينكه اين ديدگاهها به آن دليل مطرح ميشود كه عدهاي ديد متحجرانه و متعصب دارند و تفكراتشان با فضاي دانشگاه در تضاد است، تصريح كرد: روايتي از حضرت علي (ع) وجود دارد كه مي فرمايد يكي از نشانه هاي افول دين درجامعه آن است كه به مسائل اصلي جامعه توجه نشود و به جزئيات اهميت داده شود. حرف هايي كه بيان شده مصداق همان موضوع است كه متأسفانه بزرگترين فسادها كه ميتواند اتفاق بيافتد در نظر گرفته نميشود و به مسائل كوچك ميپردازند.
اين فعال دانشجويي ادامه داد: بزرگترين فسادهايي كه ميتواند از نظرديدگاه ديني مطرح شود، فساد درحاكميت است و اگر كسي مدعي دينداري است بايد به جاي انتقامجويي از دانشجویان به انتقاد از حاكميت بپردازد.
وي در پايان با اشاره به مهندسي فرهنگي، ابراز عقيده كرد: اين بحث بسيار بحث انحرافي و خطرناك است. چراكه اگر حاكميت بخواهد در خصوص آن برنامهريزي كند و فرهنگ را تغيير دهد، يكي از نشانههاي جدي و خطرناك توتاليتاريسم و اوج ديدگاههاي تماميتخواهي عدهاي است كه با در دست گرفتن دولت می خواهند تمام عرصههاي زندگي اجتماعي فرهنگي را دستخوش تحول كنند.
سخنگوي انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه تهران و علوم پزشكي تهران، گفت: جنبش دانشجويي بايد آمادگي پذيرش انتقادهاي ديدگاههاي مخالف را داشته باشد، تا بتواند رشد پيدا كند.
داوود دشتباني در گفتوگو با خبرنگار سياسي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، اظهار داشت: تمام جريانات اجتماعي بايد نقدپذير باشند و هيچ جرياني از اين قاعده مستثني نيست، چرا كه پذيرش ديدگاههاي مختلف اين امكان را ميدهد تا هر نهاد يا مجموعهاي از افكار مختلف، مطلع و به اصلاح خود بپردازد. اين موضوع از آن جهت نيست كه از مواضع خود دور شوند و در خصوص آرمانها تجديدنظر به وجود آيد، بلكه بايد از انتقادها براي پيشرفت و اصلاح عملكردهاي خود استفاده شود.
وي افزود: لازمهي هر پيشرفتي نقدپذيري است و با توجه به آنكه جريانهاي دانشجويي دوراني را گذراندهاند كه در آن تحولهاي بزرگي اتفاق افتاده، بايد مجددا بسياري از مسائل را مورد بازبيني قراردهند تا در نگاه و رويكرد دانشجويان تجديدنظر صورت بگيرد و عملكردها را مطابق با شرايط پيش ببرند.
اين فعال دانشجويي با بيان اينكه پويايي و زنده بودن هر جريان با مرور و تجديدنظرامكانپذير است، تصريح كرد: دانشجويان بايد بتوانند خود را با شرايط جديد وفق دهند. به اعتقاد بنده فضاي باز سياسي كه در دوم خرداد 76 باعث تجديدنظرهايي در جريانهاي دانشجويي شد، آنچنان مفيد و اصولي نبود. ما بر اين باوريم بايد بازگشتي به اصول و آرمانهاي اصيل صورت بگيرد، تا با توجه به ادبيات نسل جديد ، جريان دانشجويي بتواند مجددا پويايي و حيات خود را به دست آورد.
وي با بيان اين عقيده كه متاسفانه شرايط فعلي چندان مطلوب و مناسب به نظر نميآيد، يادآورشد: جريانهاي دانشجويي آسيبپذيرشده و متاسفانه جريان دانشجويي به سوي انفعال كشيده شده است و اين به دليل اشتباهات بعضي از فعالان دانشجويي سابق است كه وضعيت جنبش دانشجويي را به اين سمت كشانده است.
دشتباني در پايان خاطر نشان كرد: صاحبنظران و روشنفكران ميتوانند به جنبش دانشجويي كمك كنند تا گذار جديدي داشته باشند و آسيبشناسي اصلي شكل بگيرد.
و خوشبخت او
و تنها خوشبخت او
آن کسی که امروز را روز خود می نامد
و با آسوده دلی می تواند بگويد
ای فردا هر چه توانی کن
که امروز را به تمامی زيسته ام
” هوراس “
سخنگوي انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه تهران وعلوم پزشكي:
در حادثه اخير دانشگاه اميركبير نميتوان افراد و طيفهاي خاصي را متهم كرد
سـخـنـگـوي انـجـمـن اسـلامـي دانـشـجـويـان دانـشـگـاه تـهـران و عـلـوم پـزشـكـي با اشاره به حوادث دانشگاه اميركبير گفت: «فعالان دانشجويي بايد رفتار معقولانه اتخاذ كنند تا ديگران اجازهي سوءاستفاده نداشته باشند.» 
داوود دشتباني در گفتوگو با خبرنگار سياسي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) اظهار داشت: « بحثي كه تحت عنوان اهانت در نشريات دانشجويي به ساحت مقدس رسول اكرم(ص) صورت گرفته، با توجه به شواهد بررسي شده به نظر ميرسد موضوع آنگونه كه از طرف بعضي از رسانهها و تشكلهاي دانشجويي اعلام ميشد روشن و قابل موضعگيري نيست، از اين رو نميتوان افراد و طيفهاي خاصي را متهم كرد.»
وي افزود: «اين موضوع بايد با شواهد و درايت بيشتر پيگيري شود تا مشخص گردد چه كساني عامل اين اتفاق بودهاند و اين نيازمند آن است كه مسوولان دانشگاه و تعدادي از دانشجويان تحت عنوان كميتهي خاص، ريشهي اين اتفاق را پيگيري كنند.»
اين فعال دانشجويي تصريح كرد: « باتوجه به آنكه مديران مسوول اين نشريات هرگونه ارتباط با انتشار اين نشريه را تكذيب ميكنند، شواهد موجود نيز نشان ميدهد كه اين موضوع چندان بيراه هم نيست.»
دشتباني با اشاره به نحوهي برخورد با اين واقعه ابراز عقيده كرد:«مدت زيادي از واقعهي اهانت به حضرت رسول در آزمون آموزش و پرورش نميگذرد. برخوردي كه با آن اتفاق صورت گرفت در مقايسه با برخورد اين واقعه به خوبي نشان ميدهد كه تعدادي ميخواهند برخورد سياسي داشته باشند و به دنبال سوءاستفاده از احساسات مذهبي مردم هستند.»
وي ابراز عقيده كرد: « اگر غيرت مذهبي و حساسيت اين دوستان نسبت به حضرت رسول(ص) زياد است ما خوشحال ميشديم اين غيرت مذهبي را در مسالههاي قبلي هم ميديديم؛ در صورتي كه در مسائل گذشته اغماض صورت گرفته است، اما در اين مورد كه هنوز منشأ مشخصي نيز وجود ندارد عدهاي با جنجال به دنبال آن هستند تا فضاي دانشگاه را به اختناق بكشند.»
سخنگوي انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه تهران و علوم پزشكي اظهار داشت: « مهمترين ويژگي انجمنهاي اسلامي نمايندگي بدنهي دانشجويي است و تاكنون بيشترين نزديكي را با دانشجويان و مردم داشتهاند. فضاي معقول انجمنهاي اسلامي كمك ميكرد تا معدل بيشتري فضاي دانشگاهي به وجود آيد. متاسفانه در چند سال گذشته با دور شدن برخي از دوستان راديكال از اعتقادات عمومي مردم، تاثيرگذاري قدرت كاهش پيدا كرد و زمينهاي فراهم شد تا كساني كه به دنبال استفادههاي جناحي هستند نسبت نادرست به انجمنهاي اسلامي بزنند.»
وي در پايان خاطرنشان كرد: «من از انجمنهاي اسلامي سراسر كشور خواهش ميكنم با بازگشت اصولي و منطقي به موازيني كه مورد قبول و پذيرش عموم ملت ايران است راه اصلي خود را به دست آورند و زمينه و بستر اتهامهاي اينچنيني را از بين ببرند.»
این بیانیه را به خاطر مشکلاتی که برای دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه تهران پیش آمده و در انتقاد از سیاست های آموزشی دانشگاه نوشته ام که فردا منتشر خواهد شد بنابراین مواظب باشید دستتان نسوزد داغ داغ است:
بیانیه انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران در نقد سیاستها و مقررات آموزشی سیستم آموزش عالی و دانشگاه تهران
بررسي تحولات و پيشرفتهاي بشر در زمينه علم و دانش در تاريخ معاصر و پيشبيني انقلابهاي علمي و اطلاعاتي در آينده كه مبتني بر گسترش دانايي خواهد بود مبين نقش محوري و كليدين آموزش عالي و نهاد دانشگاه در شكلگيري و رهبري اين تحولات است، بر همين اساس است كه براي تدوين چشماندازي صحيح و دسترسي به آيندهاي مناسب چشم جهانيان مجدداً به دانشگاهها دوخته شده است. دانشگاه خواستگاه انتظارات پيشرونده انسان دانايي محور و به تبع آن جامعه دانش مدار امروزي است. تحول در انتظارات و مطالبات ازدانشگاهها نيز بسيار چشمگير بوده است و موجب گرديده تا توقعات چند گانه و متنوعي از دانشگاه به وجود آيد.
دبير سياسي انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه تهران و علوم پزشكي اظهار داشت: شاهديم حتي اساتيدي كه معروف به داشتن گرايشهاي ديني و محققين ارزنده در عرصه دين هستند از حضور در مجامع علمي محروم ميشوند و زيان اين روندها قطعا در بلندمدت متوجه همه خواهد شد.
داوود دشتباني در گفتوگو با خبرنگار سياسي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، تصريح كرد: يكي از آرمانهاي اوليه انقلاب اسلامي سال 58 بحث آزادي بيان و انديشه بوده است. يكي از اهداف اصلي انقلاب بوده است، طوري كه يكي از موارد مطرح شده توسط شهيد مطهري اين بود كه ميخواهيم نظامي تشكيل دهيم كه در آن حتي امكان تدريس و ابراز عقيده و انديشه استادان ماركسيست وجود داشته باشد.
وي گفت: متأسفانه شاهديم كه متضاد با اهداف و آرمانهاي اوليه انقلاب اسلامي عمل ميشود. دانشگاه عرصهاي نيست كه به سادگي در مقابل گرايشهايي كه ميخواهند با محدود كردن ساير جريانهاي فكري عرصه آن را در دست بگيرند، كرنش كند.
دبير سياسي انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه تهران و علوم پزشكي، با بيان اينكه اين عملكرد به كل جامعه علمي كشور صدمه خواهد زد، اظهار داشت: بيشترين ضرر را جامعه علمي و دانشگاهي كشور ميبيند و اميدوارم مسوولان به عملكرد خود دقيقتر نگاه كنند و از برخي غرضورزيها دست بردارند.
اين فعال دانشجويي، با بيان اينكه يكي از شعارهاي دولت نهم عدالت محوري بود، خاطرنشان كرد: عدالت در همه عرصهها از جمله در عرصههاي آموزشي و سياسي نيز اهميت دارد ولي متأسفانه به اين مباحث توجهي نميشود و در واقع به عدالت فقط در عرصه معيشتي ميپردازد و در ساير عرصهها در حد شعار باقي مانده است.
آن جا که از جايگاه و نقش و رسالتي که بر عهده دانشکده حقوق و علوم سياسي است سخن مي گفت تا جايي پيش رفت که بگويد: ”بنابراين مي توان گفت دانشکده وجود ندارد چون موضوعش وجود ندارد“. طباطبايي معتقد است که: ”به اين اعتبار اين دانشکده تاسيس شد که نظام سنتي فکر کردن و نظام سنتي ارزش هاي ما در دوران جديد پاسخ گوي وضع تحولات ايران در آغاز قرن 20 -اندکي پيش از پيروزي مشروطه- نبود. به عبارت ديگر خاستگاه اين دانشکده گسستي است که در نظام سنتي ما انجام شده بود و قرار بود اين دانشکده موضوع خودش را داشته باشد که عبارت باشد از اين که ايران چيست؟“ به زعم وي دانشکده علوم سياسي نتوانسته به موضوع ايران بپردازد و ايران را موضوع مورد مطالعه خويش قرار دهد.
طباطبايي از زمره روشنفکران عرفي است که پروژه روشنفکري ديني را بلاموضوع مي داند هر چند در اين جلسه از اين نيز فراتر رفت و ادعا کرد که به راحتي مي توان گفت عمده تلاش روشنفکري چه در داخل کشور و چه در خارج از کشور فاقد ارزش است و طعنه هاي زد که کساني که اندک آشنايي با ادبيات روشنفکري و به خصوص روشنفکري ديني ايران داشته باشند متوجه آن ها شدند.وي حتي به حال نيز بسنده نکرد و تاريخ روشنفکري را نيز در همين زمره آورد. ”اگر روشنفکري ما نداند که شکاف تاريخي که ايجاد شد چه بود؟ و در کجا ايجاد شد؟ و نطفه روشنفکري ما در آن گسل بسته شد نخواهيم توانست توضيح دهيم که روشنفکري ما چيست؟“
وي معتقد است که روشنفکري ايران در خلا ايجاد شده است و اين داغ تا زمان مرگ و نابودي روشنفکري در ايران بر گرده آن خواهد بود و همچنان در دام تکرار اين خلا گرفتار است به ديگر سخن روشنفکري در ايران بر روي چيزي نايستاده و بر تکيه گاه استواري اتکا ندارد چرا که ما هنوز نتوانسته ايم همه سنت قدمايي خودمان را در حوزه نظر بازسازي بکنيم تا بتوانيم به تعبير طباطبايي يا يکباره به جنگش برويم و يا اگر روشنفکر ديني هستيم با آن ائتلاف کنيم و به آن تکيه دهيم. مهم ترين فراز چالش هاي سيد جواد طباطبايي چه با جريان روشنفکري و چه با جريان آکادميک نيز در همين است که به زعم وي ما هنوز به شناخت ايران نرسيده ايم و اين بحراني است که طباطبايي پيش روي جريان روشنفکري نهاده است. آيا ايران را مي شناسيم يا نه؟ و يا به تعبير خودش ”ايران چيست؟“ حال روشنفکري ايران با اين بحران روبرو است که چه زماني مي خواهد به شناخت ريشه ها و بنيان هاي تاريخي تحولات ايران بپردازد و سنت فکري آن را بشناسد. آيا به تعبير طباطبايي همچنان در اين بحران دست و پا خواهد زد تا بيش تر فرو رود يا به آگاهي دست خواهد يافت؟
روز گذشته مراسم معرفي و نقد و بررسي کتاب مکتب تبريز، مباني تجددخواهي در ايران با حضور دکتر سيد جواد طباطبايي نويسنده اين کتاب به همت جامعه فرهنگي دانشکده حقوق و علوم سياسي در از ساعت 14/30 الي 17 در تالار شيخ مرتضي انصاري اين دانشکده برگزار گرديد.
به اعتبار علوم سياسي صد و چند سالي است که تاسيس شده يعني نماد آموزش علمي در ايران است از طرف ديگر سال 1385 صدمين سال پيروزي مشروطيت در ايران بود و صدور اولين سند حکومت قانون در ايران. وي افزود:اين دانشکده به عنوان نخستين نماد آموزش عالي در ايران به وظيفه خودش، يعني توليد علم به درستي عمل نکرده است. نکته دوم اين که به تدريج که نزديک مي شويم به 100 سال پيروزي مشروطيت در ايران به نظر من آمد که ما احتمالاً به دنبال اين که نمادهايي مثل دانشکده حقوق خصوصاً رشته علوم سياسي به وظيفه خودش عمل نکرده در جاهايي دچار مشکل شديم و از طرف ديگر حتي روشنفکري ايران در فهم مشروطيت در ايران و فهم تحولي که صورت گرفته بود کار اساسي صورت نداده است
تحقق جامعه نمونه مبتني بر فضاي آزاد است
این مطلب در مجله سحر برای اردوی تشکیلاتی کرج درج شده است...
هر يک از جريانهاي اجتماعي داراي کارکردها و رسالتهاي اجتماعي و سياسي، ويژگيها و آرمانهاي متعددي هستند که مسير حرکت و تلاش آنان را مشخص ميکند و بر تصميمات و کنشهاي رهبران و بدنه آن اثر ميگذارند. اين کارکردها تنها به اثرات مستقيم و خودآگاه و مبتني بر تصميمات آگاهانه منحصر نميشود و شامل ابعاد پنهان و خارج از اختيار کنشگران اين جريانها نيز ميشود که بايد با هوشياري و دقتنظر به شناسايي و ارزيابي آنها پرداخت، غفلت از شناسايي اين اثرات و کارکردها در بسياري از مواقع موجب خروج از مسير مورد نظر و پرداخت هزينهها و تحمل صدمات و ضربههايي به پشتوانه جريانات و جنبشهاي اجتماعي ميگردد که گاهي غير قابل جبران و تاريخي است.جريان دانشجويي نيز به عنوان يکي از ريشهدارترين و پرسابقهدارترين جريانهاي اجتماعي داراي چنين وجوه پنهاني است ......
لحن شیرین و فارسی سلیس و روانی که ایشان با آرامش و تاکید بر جزیی ترین نکات در گفتار دارند باعث شده من همیشه ایشان را با ابوالفضل بیهقی مقایسه کنم. دکتر صفت گل سال گذشته را برای فرصت مطالعاتی در انگلیس به سر بردند و مطمئنم با غنای علمی و جدیتی که پیش از سفر نیز از ایشان سراغ می رفت امروز دیگر کلاس های دکتر صفت گل گذشتنی نباشد البته قبلاْ هم همین طور بود اما شاگردان بازیگوشی چون من وااسفا...
من از مرگ نمی ترسم. وقتی کسی می میرد یعنی قبلآ زاده شده. چنین کسی لابد از هیچ آمده. من از هرگز وجود نداشتن می ترسم ... .
این جمله از اوریانا فالاچی روزنامه نگار ایتالیایی است در "نامه به کودکی که هرگز زاده نشد"
شاید گذر زمان است که ما را این چنین به آن چه در کنارمان و جلوی چشممان می گذردبی توجه می کند . اوریانا فالاچی درگذشت کسی که دوران دبیرستان از نویسندگان مورد علاقه ام بود و هنوز هم "یک مرد" روایت پاناگولیس مبارز یونانی و "نامه به کودکی که زاده نشد" -که برخی می گویند نامه به فرزندی است که فالاچی از پاناگولیس داشته است- برایم خاطره انگیز است بسیار خاطره انگیز. هنوز هم هر وقت صحبت از زندان و مبارزه می شود پاناگولیس الگویی است که در ذهنم است الگویی که فالاچی ترسیم کرده است.

نمی دانم چنین تجربه ای را داشته اید یا نه ولی این را می دانم که هم دردی با من در این رابطه کار ساده ای است فقط کافی است تصور کنید که یک نفر -که من اصلا نمی دانم چرا همیشه وقت کم می آورد(خودم)- بعد از این که مطلبی را برای وبلاگش در قسمت "پست مطلب جدید" وارد کرد و "ثبت مطلب و بازسازی وبلاگ" را فشار داد و با صفحه ای روبرو شود که
![]()
The page cannot be displayed
به نظر من که تجربه ای وحشتناک تر از این وجود ندارد که ناگهان نتیجه زحمت چند دقیقه ایت را بر باد ببینی تا چه برسد به بر باد دیدن نتیجه چندین ماهه مثل این احکام هیأت گزینش وزارت علوم!!
به هرحال شب جمعه گذشته را در کنسرت موسیقی آذری عالیم قاسیموف گذراندم و شرحش را نیز نوشتم اما پرید.
"بهشون بگو دیوانه بود از بهشت صحبت می کرد جایی که جنگل هست درخت هست آب هست برکه هست نه اعتیاد هست نه بیکاری نه بدبختی هیچ مردی هم از زن و بچه اش شرمنده نیست"
هفته گذشته هشتمین اردوی انجمن اسلامی دانشگاه تهران را با مقاله حجاریان و سخنرانی اعظم طالقانی آغاز کردیم. اردو با عنوان گرامیداشت آیت ا.. طالقانی برگزار شد. الهه کولایی , لطف ا... میثمی , محسن آرمین , فرشاد مومنی, هادی خانیکی و فاضل میبدی هم به سخنرانی پرداختند.

گزارش ايسنا از اردوي انجمن اسلامي دانشگاه تهران و علوم پزشكي حجاريان، طالقاني، كولايي، ميثمي
علاوه بر مسایل سیاسی که در اردو مطرح شد مثل همیشه حواشی نیز مهم بود از نکته های جالب بازدیدمان از تنها توده باقی مانده از درخت "سرو سیمین" در جهان بود که تنها در پردیس کشاورزی کرج نزدیک ۱۰۰ اصله از آن باقی مانده است
به خاطر این تنه و پوسته های آن که به رنگ نقره ای است به این نوع سرو سرو سیمین گفته می شود
این حشره را هم بین چمن ها پیدا کردم همان طور که مشخص است عملاْ بین برگ های چمن به سختی می توانم این حشره را تشخیص داد
دو سه هفته گذشته را مشغول برگزاری اردوی سیاسی-فرهنگی انجمن اسلامی بودیم. علی رغم مشکلات مالی و تنگناهای مدیریتی اردو به خوبی برگزار شد و حتی می توان گفت مایه امیدواری بود به خصوص در شرایط فعلی که اکثر انجمن های اسلامی در حال تعطیلی است و دیگر انتظار کار تئوریک و عمل سیاسی سازنده از انجمن ها انتظار عجیبی است.
فعالیت های دوستان فراکسیون مدرن تحکیم عملاً منجر به تعطیلی انجمن ها و برخورد با فضای دانشگاه شده است. هرچند این شیوه عمل موجب اثبات صداقت این دوستان و پاسخی برای کسانی است که متهم شان می کردند که شما اهل فعالیت سیاسی رادیکال هم نیستید اما بی شک اثباتی برای صحت تحلیل و راهبردشان برای گشایش در فضای سیاسی کشور نخواهد بود. این رفتارها بیش از همه به رفتاری انسانی می ماند که در حالت عجز و کلافگی و سردرگمی ناشی از آن به واکنش اعتراضی و احساسی می پردازد و هم به خود ضربه می زند و هم به کسی که او را تحت فشار قرار داده و به عبارت دیگر نمی توان به آن به عنوان راهی عقلانی و بی بدیل نگاه کرد. به نظر من در چشم انداز سیاسی کشور این تحرکات تنها به فراهم آمدن زمینه لازم برای برخورد سرکوبی با دانشگاه و نابودی تشکیلاتی کلیه نیروهای تحول خواه اعم از ساختارشکن و حتی شاید اصلاح طلب خواهد انجامید.(حتی می شود گفت انجامیده است) در دانشگاه تهران این امر از طریق احکام محرومیت از تحصیل با احتساب در سنوات تحصیل که در برخی از موارد به خاطر پر شدن سنوات تحصیل منجر به اخراج این دانشجویان می شود انجام شده است. علاوه بر خسارت های فردی که متوجه تک تک این دوستانمان می شود به لحاظ تشکیلاتی نیز این جریان کلیه نیروهای موثر خود را به این طریق بلااثر و تلف می کند. من اگر "به عنوان یک دانشجوی ساختارشکن" در میان ایشان بودم قطعاً حفظ و گسترش نیروهای تشکیلاتی را به حرکت های انفجاری و احساسی که قطعاً بی نتیجه و بی هدف است ترجیح می دادم.(شکستن در و پنجره دانشگاه و یکی دو تجمع اوج این فعالیت ها بوده است و نتیجه...)
هر چند این شیوه عملکرد نتیجه مستقیم و بلا انقطاع نظریه پردازی های پیشین است اما برایم جالب است بدانم دوستان در نهایت به دنبال چه هستند. نمی دانم باید برای دوستان آرزوی موفقیت بکنم یا نه. چون نمی دانم به دنبال چه هستند و یا اگر بدانم بعید می دانم با ایشان همراه باشم.
برای آن که شائبه هرنوع طعنه ای رفع شود باید بگویم: آن چه که تحت عنوان اصلاحات ساختاری و رفراندوم نظام سیاسی عنوان می شود زمانی معنا خواهد داشت که دوستان بتوانند نیروی سیاسی منسجم و آلترناتیوی را معرفی کنند که بتواند در حد اپوزیسیون قوی نظام سیاسی مطرح شود و من که چنین نیرویی را نمی شناسم اگر شما می شناسید به من هم معرفی کنید. به عبارت دیگر این گونه فعالیت سیاسی "بی مایه فطیر است". حال در چنین شرایطی -باز هم برای رفع هرگونه شائبه طعنه و کنایه ای -"اگر من یک دانشجوی ساختارشکن بودم" با کارهایی که خود نیز از بیهوده بودنشان (از جهت آن که منجر به تغییر اساسی در فرآیندها نخواهد شد وگرنه اگر دوستان داد سخن از مسوولیت اجتماعی و فعالیت برای آرامش وجدان فردی که "ما کاری را که از دستمان بر می آمد را انجام دادیم" سردهند یعنی مثل امام بگویند: ما مکلفیم به تکلیف. –که به نظر من بیشتر با دیدگاه الهی قابل توجیه است تا دیدگاه لائیک- سخنی باقی نمی ماند)نه خودم و نه خانواده ام را رنج نمی دادم و یا اگر اصرار بر فعالیت سیاسی داشتم پاسپورتم را می گرفتم و می رفتم.
دیروز بعد از مدت ها ، لابه لای رگ هایم غرور دوید.
وقتی با صلابت نشسته بود جلوی خبرنگار CNN و آرام و شمرده از ایران می گفت ، دوباره برگشتم به دوران سربلندی. آی ... دل همه مان تنگ شده برای سربلندی... برای روزهای خوب ایرانی بودن...
دیروز خاتمی بود که زیر نور کمرنگ نورافکن های CNN ، دوباره غرور را به خونم نشاند؛ با همه دلسردی ها و انتقاد هایمان به او، با همه کوتاهی هایش..با وجود ناراحتی مان از کم کاری اش ...اما شاید دیروز خیلی از ما طعم سربلندی را بدون هر نوع حق مسلم مصنوعی ، چشیدیم...
از این که ایشان چنین احساسی داشتند بسیار غبطه خوردم من هم از سفر آقای خاتمی و استقبالی که صورت گرفته خوشحال هستم اما آنقدر خبرهای بد زیاد است که شادیم زیاد دوام ندارد. روزهای سختی است هرچند برای من پیام تلاش و ایستادگی بیشتر را دارد. اما بعضی موقع ها فقط می توان حرص خورد و دردها را درون سینه تلنبار کرد. گویا کوفی عنان در دیدار با هاشمی رفسنجانی نسبت به حمله نظامی آمریکا هشدار داده است. شبح حمله نظامی همچنان بالای سرمان می چرخد. هی تحلیل و دلیل و برهان که حمله نظامی غیرممکن است بعد یک خبربد و همین سیکل دوباره ...
اما همچنان شیرینی افتخار به چیزهایی که داریم و پایمال نشدنی است حتی اگر خانم رجبی تمام تلاشش را بکند!! باید برای روزی تلاش کنیم که مثل حکیم ابوالقاسم فردوسی با صلابت فریاد بزنیم:
جهان زیر آهنگ و فرهنگ ماست
دل من يه روز به دريا زد و رفت
پشت پا به رسم دنيا زد و رفت
پاشنه ی كفش فرارو ور كشيد
آستين همت رو بالا زد و رفت
يه دفعه بچه شد و تنگ غروب
سنگ توی شيشه ی فردا زد و رفت
حيوونی تازگی آدم شده بود
به سرش هوای حوٌا زد و رفت
دفتر گذشته ها رو پاره كرد
نامه ی فرداها رو تا زد و رفت
زنده ها خيلی براش کهنه بودن
خودشو تو مرده ها جا زد و رفت
هوای تازه دلش می خواست ولی
آخرش توی غبارا زد و رفت
دنبال كليد خوشبختی می گشت
خودشم قفلی رو قفلا زد و رفت
دیروز بحث شیرین "انرژی هسته ای حق مسلم ماست" به سریال نرگس نیز راه پیدا کرد و در حالی که آقا احسان در زندان به سر می برند و نسرین خانم نیز آواره کوچه و خیابان هستند و قس علیهذا افاضات شریک آقا احسان که به عنوان مشاور به سازمان انرژی اتمی دعوت شده بودند بسیار "شنیدنی" بود مخصوصاْ که این روزها بدون شنیدن شعار "انرژی هسته ای حق مسلم ماست" اصلاْ خوابمان نمی برد!!
مصاحبه ام در ایسنا:دولت دخالت در عرصه دانشجويي را كمتر كند
بلافاصله بعد از شنیدن این خبر به دوستان گفتم که باید منتظر باشیم تا ببینیم که وزارت آموزش و پرورش ایران چه زمانی خواهد توانست کتب درسی را بر این اساس اصلاح کند و یا اساساً کی از این موضوع مطلع خواهد شد!! احتمالاً زمانی که اولین شهرک مسکونی در کره مریخ ساخته شود.
حالا که یک خبر فضایی دادم بهتر است بدانید که اولین ایرانی نیز به زودی به فضا خواهد رفت. خانم انوشه انصاری که برای این سفر بیست میلیون دلار هزینه کرده است چهارمین گردشگر فضایی و اولین زن گردشگر است که به فضا می رود.
علاوه بر این ها سازمان ناسا بعد از مدت ها ممانعت اجازه داد تا فضانوردان در یکی از ایستگاه های فضایی گلف بازی کنند!! این بازی با توپی به وزن ۳ گرم انجام می شود و از آن جایی اجسام در فضا به علت عدم اصطحکاک مسافت های طولانی را بدون مشکل طی می کنند هر ضربه می تواند این توپ ۳ گرمی را تا بینهایت ها پرتاب کند و بزرگترین بازی گلف جهان را تاکنون رقم زند.
این خبرهای فضایی به خاطر آن نیست که "من همیشه به آسمان نگاه می کنم" تصادفاً امروز و دیروز این خبرها به گوشم رسید!! اما با این حال هر کسی باید "گاهی به آسمان نگاه کند"
آقا مصطفی بهمن آبادی از بچه های باحال و به قول خودش خط امامی ستاد دکتر معین
حامد کاظم زاده خویی از برو بچ خوب و فعال دانشکده
این روزها از هر روز بیشتری برای اعتراف به بیهودگی سیاست بهتر است. جدال بر سر هیچ. در حالی که کمی آن طرفتر یا نه همین جا, دور میدان انقلاب باید زن جوانی را ببینی که جوراب می فروشد:دوتا هزار تومن. آقا دوتا هزار تومن.
آزادی, جامعه مدنی, توسعه سیاسی, روشنفکران, ائتلاف, انتخابات, تشکیلات,شکست, بن بست و حالا لابد انقلاب یا نظرتان راجع به انقلاب رنگی چیست؟ درجه روشنفکریش بیشتر است.
دین, انقلاب, امام, ارزش ها, فرهنگ اسلامی, عزت مداری, اصول گرایی, عدالت طلبی, من در سفرهایم نان و پنیر می خورم؟ این انقلابی تر نیست؟ تازه رویه علوی هم همین است؟
باز هم از سر هر چهارراهی که رد می شوی باید دختربچه 10 ساله ای را ببینی که پشت سر ماشینی می دود تا پول آدامسی را که داده است بگیرد.
بیایید امشب به آسمان نگاه کنیم!!
پنج شنبه مقاله ای از سیدحسین نصر در همایش دین و مدرنیته قرائت خواهد شد. دبیر این همایش محمدرضا جلایی پور است و توسط موسسه بین المللی گفتگوی ادیان برگزار می شود.