«... تا دو روز دیگر عمر نخستین مجلس شورای اسلامی که اینجانب عضو آن بودم و از مزایای این عضویّت، از جمله مصونیّت پارلمانی برخوردار بودم به پایان میرسد. از پسفردا من نیز مانند بقیّه موکّلینم قابل تعقیب و بازداشت و تأدیب هستم. به همین دلیل نیز با استفاده از فرصتی که رئیس مجلس در اختیار بنده گذاشتهاند میخواهم به اطّلاع برسانم که اگر در روزهای بعد شاهد گردیدید که بنده را بازداشت کردند و بعد با تبلیغات و سر و صدا اعلام نمودند که بنده جهت بعضی توضیحات و روشن نمودن حقایق در تلویزیون ظاهر خواهم شد و در صورتی که دیدید آن شخص حرفهایی غیر از سخنان دیروز و امروز میزند و مثل طوطی مطالبی را تکرار میکند، بدانید و آگاه باشید که آن فرد مهدی بازرگان نیست.»
مهندس مهدی بازرگان در آخرین جلسهی دورهی اوّل مجلس شورای اسلامی
روزنامه جمهوری اسلامی ۱۰ اردیبهشت ۱۳۶۳
به قول نیک میرحسین موسوی جمعی از فرزندان انقلاب و میهن وادار شدند تا به آن چه زندان بانانشان می خواستند اعتراف کنند. اما نکته مهمی که آقایان برگزار کننده از آن غافلند این است که طی این دادگاه در واقع تمامی انقلاب به محاکمه کشیده شد. از دانشجویی پیرو خط امام که سی سال به کاری که او رهبری کرد افتخار می کنند تا معاون رئیس جمهور سابق سخنگوی دولت سابق سخنگوی دولت رجایی وزیر دوران امام و دفاع مقدس و یاد کردن از نخست وزیر و دو رئیس جمهور سابق کشور به عنوان کسانی که در تعامل و همکاری با عوامل بیگانه قصد براندازی نرم نظام و انتقام گرفتن داشته اند.
دیگر از این نظام و انقلاب چه باقی مانده است؟!
سایت الف که وابسته به احمد توکلی است نیز در مقاله ای نکته تقریباً مشابهی را اعلام کرده است:
اینکه افراد مذکور مثلاً اقدامات خلاف قانون مرتکب شده بودند و یا
زمینهساز بروز آشوبهایی در کشور بودهاند (که اثبات قضایی جداگانه
میطلبد)، یک موضوع است؛ و اینکه کیفرخواست دادستان، یکی از دو جناح بزرگ
سیاسی کشور را متهم به براندازی نظام با استفاده از عناصر خارجی بنماید،
موضوع دیگری است.
دو متهمی که در روز اول دادگاه نیز صحبت کردند، حداکثر به اشتباه خود در
وجود تقلب در انتخابات اقرار کردند و اینکه خطاهایی نیز از ابعاد سیاسی در
سالهای اخیر داشتهاند. اما فاصله این اعترافات یا اظهارات، تا برگزاری
کودتای سیاسی به دست افراد خاص در کشور، بسیار زیاد است.
که بوی سبزترین فصل سال می آید
قیصر امین پور
من مهندس را با واسطه اساتیدم و یکی دو دیدار خصوصی به عنوان فردی روشنفکر که دغدغه جدی در زمینه مسائل فکری و فرهنگی دارند می شناخته ام که در عرصه سیاست و اقتصاد نیز از نگاهی ژرف و به روز برخوردارند بنابراین از نامزدی ایشان نیز خوشحال شدم. انصراف آقای خاتمی را هم به سود خود ایشان و کشور می دانم.
در هر حالِ متن این نامه در سایت موج سوم و میزان نیوز و چند سایت دیگرمنتشر شد:
باسمه تعالی
حضرت حجّه الاسلام و المسلمین خاتمی
سلام علیکم
بی شک شما و جناب آقای مهندس موسوی از سرمایه ها و ذخایر ارزشمند این کشور هستید. آقای مهندس موسوی با کوله باری از تجارب مدیریت در روزهای سخت و پر فراز و نشیب دفاع مقدّس و شما با انبوهی از تجارب مدیریت در دولتی که هر ۹ روز با یک بحران مواجه بود، در مقام و موقعیّتی قرار دارید که بیش از هر زمان دیگری می توانید برای تغییر شرایط ناگوار کنونی کشور موثّر واقع شوید.
چون کار به مجلس اوفتادش
شد موقع رای اعتمادش ،
گویند یکی ز جمع مجلس
پرسید که ای تو شمع مجلس ،
پیش از تو به مسند وزارت
بودند رجال با وزانت
در علم و ادب همه کمابیش
بودند بزرگ دوره خویش
حزب توده همواره در طول تاريخ ايران به عنوان يک جريان و گرايش گسترده و تاثيرگذار مورد توجه بوده و خواهد بود؛ هر چند بازيچه بيگانگان شدن و تفکر مارکسيستي آن که با فرهنگ ايراني ناسازگار بود باعث ضعف و در نهايت محو آن از تاريخ ايران شد.
اين حزب که در دهه بيست و توسط تعدادي از 53 نفر تاسيس شد هرچند هرگز نتوانست به قدرت دست يابد و يا در برهه خاصي از تاريخ ايران حضور بي رقيبي داشته باشد "هم چون جبهه ملي که دوران حکومت دکتر محمد مصدق به عنوان يک الگو و دوران آرماني برايشان مطرح است" اما نام و دامنه نفوذ ش براي چند دهه بر تاريخ اين سرزمين سايه افکنده بود.
حضور حزب توده و هوادارانش در عرصه فرهنگ نيز بسيار گسترده بود. بسياري از روشنفکران، نويسندگان ، شعرا و هنرمندان مستقيم يا غير مستقيم جز اين جرگه به حساب مي آمدند. خليل ملکي، جلال آل احمد، بزرگ علوي، احمد شاملو، محدرضا لطفي و هوشنگ ابتهاج و بسياري ديگر. هر چند برخي از اين شخصيت هاي فرهنگي هم چون جلال بعدها عليه حزب شوريدند و از آن برائت جستند اما بسياري نيز به آن وفادار ماندند و هستند کساني که هنوز هم پيدا و پنهان حزب توده را مي ستايند.
دعوا بر سر خائن يا خادم بودن حزب توده هرگز ميان مورخين پايان نخواهد داشت هرچند در بازيچه بودن رهبران حزب توسط رفقاي شوروي نيز شکي نباشد اما نبايد از حق گذشت که مردان و زنان غيوري نيز در زير لوا و چتر اين حزب و براي رسيدن به آزادي و عدالت و آبادي و آزادي سرزمين شان زندگي را باختند و نامي به بلندي تاريخ از خود به يادگار گذاشتند .
مرداني نيز بودند که پرشور و شعور با اعتقاد و ايمان اين راه را پي گرفتند و آن را ستودند. هوشنگ ابتهاج يکي از آنان است:
ديباچه ي خون
نه، هراسي نيست
من هزاران بار
تيرباران شده ام
و هزاران بار
دلِ زيباي مرا از دار آويخته اند
و هزاران بار
با شهيدانِ تمامِ تاريخ
خون جوشان مرا
به زمين ريخته اند.
.
.
.
آه اي بابکِ خرم دين
تو لومومبا را مي ديدي
و لومومبا مي ديد
مرگِ خونينِ مرا در بوليوي
راز سرسبزي حلاج اين است:
ريشه در خون شستن
باز از خون رستن.
.
.
نماينده مديران مسئول در كميته ناظر بر نشريات دانشگاه تهران:
دانشگاهها براي مشتاقان فعاليت در نشريات دورههاي آموزشي برگزار كنند
خبرگزاري فارس: نماينده مديران مسئول نشريات در كميته ناظر بر نشريات دانشجويي دانشگاه تهران گفت: مسئولين فرهنگي دانشگاهها بايد براي كساني كه نسبت به فعاليت در نشريات دانشجويي اشتياق نشان ميدهند، دورههاي آموزشي برگزار كنند.
داود دشتباني در گفتگو با خبرنگار سياسي خبرگزاري فارس با بيان اينكه انتشار نشريات دانشجويي نسبت به ساير فعاليتهاي دانشجويي، سادهتر به نظر مي رسد، بيشتر متكي به خود افراد است و حالت استقلال بيشتري دارد، اظهار داشت: به همين خاطر انتشار نشريات مورد اقبال فعالان دانشجويي قرار گرفته و تمام جريانات فكري-سياسي كه بعضاً به صورت غير رسمي در دانشگاه حضور دارند از مزيت سهلالوصول بودن نشريات دانشجويي استفاده ميكنند، به همين خاطر تعدد و تكثر نشريات دانشجويي را شاهديم از اين رو پرداختن به اين مبحث نيز بايد از سوي مسئولين فرهنگي دانشگاهها جدي گرفته شود.
وي سهلالوصول بودن گرفتن مجوز و انتشار نشريات دانشجويي را از سويي ديگر آفت دانست و افزود: به همين دليل بسياري از نشريات عمر چنداني ندارند و موضوع ديگر اينكه در محتوي و مطالب نشريات نيز نقد جدي به آنها وارد است و معمولاً نشريات دانشجويي عمق و محتوايي كه از فضاي آكادميك انتظار ميرود را ندارند.
دشتباني با انتقاد از عدم برنامهريزي مسئولين دانشگاهي براي كمك به نشريات دانشجويي، تصريح كرد: اگر مسئولين فرهنگي به نحوي عمل كنند كه دانشجويان از كارهاي آمادهسازي و يدي نشريات رها شوند، فرصتي براي دانشجويان ايجاد ميشود تا بيشتر به محتواي نشريات بپردازند.
سخنگوي انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه تهران وعلوم پزشكي با بيان اينكه دانشگاهها معمولا مجوز نشريات را با كمترين مشكل صادر ميكنند، افزود: اما متاسفانه نشريات بعد از صدور مجوز رها ميشوند وكمك و پشتيباني لازم از آنها صورت نميگيرد لذا معمولا دچار مشكلات مادي و پشتيباني ميشوند و يا در محتوا و توليد مطالب مشكل پيدا ميكند، نشرياتي هم كه با وجود مشكلات باقي ميماند مطالب توليدي بسيار اندك دارند كه معمولا از مايه و غناي لازم برخوردار نيست.
عضو كميته ناظر بر نشريات دانشجويي دانشگاه تهران در پاسخ به اين سئوال كه علت اين مشكلات را در چه چيزي ميبينند، پاسخ داد: دانشجويان پس از دوره دبيرستان وارد دانشگاه ميشوند و به اقتضاي سن كم، عموما تجربه آنچناني ندارند و تا بخواهند تجربه لازم را كسب كند از دانشگاه فارغالتحصيل ميشوند بنابراين به نظر من دانشگاه بايد در اين زمينه حضور جديتري داشته باشد و تلاش كند در همان سالهاي اول دانشگاه ، دورههاي آموزش حداقلي از روزنامهنگاري ، صفحهآرايي و ... براي دانشجويان برگزار و در بحث مالي هم كمك بيشتري بكند.
وي تلاش دانشجويان براي دريافت مجوز نشريات را نشاندهنده دغدغه و مسئوليت اجتماعي آنان دانست و گفت: اين دانشجو زمينه و بستر لازم را براي انجام يك فعاليت مطلوب دارد و اگر سيستم آموزش عالي به سمت برگزاري اردوهاي فرهنگي، سياسي و آموزشي براي اين دانشجويان برود، بسيار مفيد خواهد بود.
مسول روابط عمومي انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه تهران و علوم پزشكي با بيان اينكه مسئولين دانشگاهي به طور عام به مسائل فرهنگي توجه جدي نميكنند، تصريح كرد: مسئولين دانشگاه وقتي متوجه نشريات دانشجويي مي شوند كه تخلفي صورت گرفته و يا از عملكردشان انتقادي شده باشد و تعامل و گفتگوي لازم بين مسئولين دانشگاهي و دستاندركاران نشريات دانشجويي وجود ندارد.
دشتباني با بيان اين كه آييننامه كنوني نشريات دانشجويي صرفا به صدور مجوز ، لغو مجوز، تذكر، توقيف موقت و .. پرداخته و كاملا حداقلي است، اظهار داشت: از اين جهت آييننامه نشريات، مناسب و به نفع نشريات دانشجويي است و خوشبختانه آييننامه اجازه برخورد سليقهاي را به مسئولين دانشگاه نميدهد لذا نيازي به تغيير در آن نميباشد.
سخنگوي سابق انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه تهران وعلوم پزشكي تهران:
- تحريف خليج فارس يك طرح استعماري است
- مسوولان با حساسيت برخورد كنند
سخنگوي سابق انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه تهران و علوم پزشكي تهران تحريف نام خليج فارس را طرحي استعماري عنوان كرد و با تاكيد بر انجام تبليغات رسانهاي در كشورمان عليه اين تحريفات، ابراز عقيده كرد: دستگاه ديپلماسي ما در اين زمينه عملكرد خوبي نداشته است و مسوولان در مجامعي كه نام خليج فارس به عنوان خليج مطرح ميشود اقدامي صورت نميدهند.
داود دشتباني در گفتوگو با خبرنگار سياسي خبرگزاري دانشجويان ايران (يسنا)، در رابطه با موضوعات مطرح شده درباره خليج فارس از سوي برخي كشورهاي عربي گفت: بحث خليج فارس با تحريف تاريخي كه صورت ميگيرد يك طرح استعماري است و هدف از اين اقدامات تهديد منافع ملي و امنيت ملي كشورمان است.
وي معتقد است: اين اقدامات نيازمند اين است كه دستگاه ديپلماسي و امنيتي كشورمان به جد در رابطه با آن فعاليت كنند؛ اما متاسفانه در حالي كه در چند سال گذشته اوج اين موضوع را با تحريف نام خليج فارس از سوي نشريه نشنال جغرافي داشتيم لازم بود كه دستگاههاي ديپلماسي و رسانهاي كشورمان در داخل كشور عليه اين موضوع اقدام كنند و در مجامع بينالمللي و افكار عمومي داخلي يك حركت جدي آغاز كنند تا بتوان نطفهي اين قضيه را خاموش كرد، اما متاسفانه اقدام جدي دراين زمينه صورت نگرفت.
وي افزود: با صورت نگرفتن اقدام جدي عليه آن اقدام، باز هم شاهد هستيم كه پس از يكي دوسال بحث تحريف از سوي سايت گوگل پيش آمد و اين نشاندهنده اين است كه ما در اين مدت دست روي دست گذاشتيم.
دشتباني با بيان اين عقيده كه كاري به صورت رسمي در مواجهه با اين تحريفات صورت نگرفته است، تصريح كرد: شايد تنها اقدامي كه صورت گرفت آن حركت خود جوش وبلاگنويسها بود كه يك اقدام كاملا مردمي بود اما دستگاه هاي دولتي عملا وظيفه خودشان را در اين زمينه به خوبي انجام ندادند.
سخنگوي سابق انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه تهران وعلوم پزشكي تهران اظهار عقيده كرد: گويا اين موضوع از اهميتي برايشان برخوردار نيست و حتي برخي مسوولان در مجامعي حاضر ميشوند كه در آنجا رسما خليج فارس را به عنوان خليج عنوان ميكنند و واكنشي صورت نميگيرد كه اين نشان ميدهد، براي دستگاههاي ديپلماسي ما اين موضوع در اولويتهاي دست چندم قرار ميگيرد.
دشتباني با تاكيد براينكه بايد در اين مدت بيشترين حساسيتها را شوراي عالي امنيت ملي بروز ميداد، گفت: اين شورا بايد مصوباتي را ميگذراند كه تمام دستگاههاي تبليغاتي و رسانهاي را موظف ميكرد كه در عرصه داخلي و بسيج مردم براي حركت عمومي و عرصه مجازي و در مجامع بينالمللي اقداماتي صورت دهند كه اين كار صورت نگرفت.
وي افزود: اين در حالي است كه كشورهاي عربي در مجامع بينالمللي فعال هستند و دارند حداقل خليج عربي را به عنوان بديل خليج فارس جا مياندازند اما ما در اين زمنيه غافل هستيم و نميتوانيم از حقمان به خوبي دفاع كنيم.
دشتباني با تاكيد بر اينكه اين موضوع بايد به عنوان يك مساله ملي از سوي رسانهها مطرح شود، گفت: به عنوان مثال اقدامي كه براي جمعآوري يك ميليون امضاء صورت گرفت، صرفا در حد يك خبر كوتاه در گزارشهاي خبري صداوسيما عنوان شد و تبليغاتي كه لازم بود صورت نگرفت و صدا وسيما از كار تبليغاتي در اين زمينه غافل شده است.
سخنگوي سابق انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه تهران و علوم پزشكي تهران تاكيد كرد: دستگاه ديپلماسي ما بايد به اين موضوع حساسيت داشته باشد و اين گونه نباشد كه مسوولي در مجامعي كه خليج فارس به عنوان خليج مطرح ميشود، سكوت اختيار كند.
|
| ||
|
سخنگوي سابق انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه تهران و علوم پزشكي تهران گفت: وظيفه دلسوزان نظام و انقلاب اين است كه آرمانهي اوليه انقلاب را يادآوري و از اين ميراث گرانقدر پاسداري كنند.
داوود دشتباني در گفتوگو با خبرنگار سياسي خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا)، با بيان اينكه انقلاب را بايد از نظر تاريخي مورد نظر قرار داد و در يك نگاه كلي تاريخ معاصر ايران را بررسي و بازنگري كرد، گفت: انقلاب اسلامي نقطه و برههي جديدي در تاريخ معاصر ايران و نتيجهي تلاش قريب به 100 سالهي جامعهي ايراني براي رسيدن به يك الگو براي نظام سياسيشان است.
سخنگوي سابق انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه تهران و علوم پزشكي تهران با بيان اينكه تفكر امارت اسلامي به طور واضح و روشن عنوان ميكند كه انسانگرايي در مقابل خداگرايي قرار دارد، اظهار كرد: اين خطرناكترين تفكري است كه امروز در ايران وجود دارد و تلاش ميكند كه مردم را در مقابل خدا قرار دهد و به همين جهت وظيفه دلسوزان نظام و انقلاب اين است كه با تمام تلاش و مجاهدت در مقابل اين جريان قدم علم كرده و آرمانهي اوليه انقلاب را يادآوري كند و از اين ميراث گرانقدر پاسداري كنند. نبايد اجازه داد كه اين تفكر كه امام (ره) بارها جامعهي ايراني را از آن برحذر داشته بود حاكم شود و سرنوشت كشور را به بازي بگيرد.
|
رژيم فعلي ليبي نميتواند دوست و برادر براي ملت مسلمان و انقلابي ايران محسوب شود
|
/ميزگرد ١٣ آبان ــ حقطلبي دانشجويان درايسنا/
سخنگوي انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه تهران و علوم پزشكي تهران:
وظيفه جنبش دانشجويي صيانت از تفكر امام(ره) است
سخنگوي انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه تهران و علوم پزشكي تهران تاكيد كرد: جريانهاي دانشجويي بايد تلاش بيشتري براي شناختن و شناساندن تاريخ معاصر ايران بكنند.
به گزارش خبرنگار سياسي خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا)، داوود دشتباني، سخنگوي انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه تهران و علوم پزشكي تهران، در نشست «13 آبان – حقطلبي دانشجويان» كه در محل اين خبرگزاري برگزار شد با بيان اين كه بايد بررسي شود كه واقعه 13 آبان در چه فضايي اتفاق افتاد، گفت: حمله به سفارت براي نخستين بار در آبانماه 58 اتفاق نيفتاد و پيش از آن نيز گروههاي چپ تلاشهاي زيادي كرده بودند كه با دخالت شهرباني، كميته و گروههاي مردمي جلوي آنها گرفته شده بود و اين به آن خاطر بود كه ميخواستند ابتكار عمل به دست آنها نيفتد.
وي تصريح كرد: اين مسالهاي است كه بايد مدنظر قرار گيرد، اما به طور معمول فراموش ميشود كه 13 آبان اولين حركت براي گرفتن سفارت آمريكا نبود و تكرار عملي بود كه پيش از اين گروههاي ديگري انجام داده بودند.
دشتباني افزود: اين گروههاي دانشجويي در آن زمان تلاش كردند تا از طريق موسوي خويينيها از امام(ره) كسب اجازه كنند و با توجه به اين كه چند روز پيش از 13 آبان امام(ره) در يك سخنراني دانشآموزان و دانشجويان را مورد خطاب قرار داده و تشويق كردند كه بايد عليه استكبار وارد عمل شوند، دانشجويان تصورشان اين شد كه امام(ره) به اين شكل پيامش را ميرساند.
سخنگوي انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه تهران و علوم پزشكي تهران با بيان اين كه دانشجويان احتمال ميدادند كه در تسخير سفارتخانه دچار مشكل شوند، افزود:هماهنگيهايي با محسن رضايي صورت گرفت كه نيروها نظامي را منفعل كنند و از آنجايي كه سفارت پيشينه چند حمله را داشت و امكانات دفاعي داشت به نظرشان ميرسيد كه امكان دارد، نتوانند موفق شوند.
دشتباني تاكيد كرد: در تحليل جريانهاي دانشجويي نبايد دچار توهم شويم.
سخنگوي انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه تهران و علوم پزشكي تهران با اشاره به عنوان دانشجويان خط امام(ره) و بيان اين كه كمتر كسي را در بين دانشجويان خط امام ديدهام كه آن حركت را نفي كند، گفت: آنها هنوز هم دور هم جمع ميشوند و آن جريان به آنها هويت ميدهد و همچنان آمريكا را شيطان بزرگ ميدانند.
دشتباني اظهار عقيده كرد: قضيه انگليس و هر كشور ديگري با آمريكا فرق ميكند و كاري كه آمريكا در ايران ميكرد فراتر از جاسوسي عرفي بود؛ بلكه سفارتخانه آمريكا ستاد ساماندهي آشوبهايي بود كه در كشور صورت ميگرفت.
وي افزود: اگر سفارت آمريكا به آن صورت تاكنون در ايران حضور داشت، تكليف من نيز اين بود كه به عنوان دانشجو همان كاري را بكنم كه دانشجويان در 13 آبان كردند و بين نقش آمريكا و ديگر كشورها تفاوت وجود دارد؛ به طوري كه اقدامات آمريكا به حد بحراني رسيده بود.
دشتباني با بيان اين كه اخراج سفير آمريكا همان تبعات تسخير سفارتخانه را داشت، خاطر نشان كرد: دو نظام ايران و آمريكا به طور كامل در تقابل با همديگر هستند. آمريكا پس از انقلاب اسلامي با توجه به اين كه تجربه به شكست رساندن انقلابهاي ديگر قبل از رسيدن به دوران تثبيت را داشت، موضع برخورد با نظام را درپيش گرفت.
وي با تاكيد براينكه بايد ويژگي مهم حركت امام(ره) و جنس اصلي اين حركت را شناخت،افزود:از آنجا كه امام نيز يك روحاني بزرگ بود و روحانيت در جرياني كه امام(ره)، رهبرياش را ميكرد نقش مهمي داشت. انقلاب اسلامي 57 به عنوان روحانيت و حوزه شناخته شد. در صورتي كه بايد به منابع دست اول برگرديم تا بفهميم جنس اصلي حركت چيست؟ تعابيري همچون روحاني فرصتطلب، متحجرين و روحاني آمريكايي را كه امام (ره)دارند، بايد شناخت.
وي با اشاره به غربت نگاه پوياي امام(ره) به مسايل حتي در حوزههاي علميه، وظيفه جنبش دانشجويي را صيانت از اين جريان تنها دانست كه درحال تخطئه است.
وي تاكيد كرد: آن چه باعث تجلي انقلاب شد محصول تفكر امام (ره) بود.
سخنگوي انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه تهران و علوم پزشكي تهران اظهار عقيده كرد: برخي جريانات سنتي مذهبي كه نفوذ و گستردگي دارند، با يك سري ترفندهايي خرافات را گسترش ميدهند و از صندوق و ذخيره دين بيرويه استفاده ميكنند.
سخنگوي انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه تهرانوعلوم پزشكي تهران:
تخريب فضاي آرام دانشگاه را قبول نداريم
تلاشهايمان براي طرح سوال از رييسجمهور نتيجه نداد
*گزارش كامل ايسنا از برگزاري تجمعهاي دانشجويي در دانشگاه تهران*
سخنگوي انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه تهران و علوم پزشكي با اشاره به تجمعهاي امروز دانشجويان در دانشگاه تهران گفت: تلاشها و درخواست ما از مسوولان دانشگاه و وزارت علوم براي اين كه بتوانيم در مراسم شروع سال تحصيلي جديد و سخنراني احمدي نژاد حضور داشته باشيم و مسايل و سوالاتي را مطرح كنيم نتيجه نداد و متاسفانه اين امكان فراهم نشد كه بتوانيم حضور داشته باشيم.
داود دشتباني در گفتوگو با خبرنگار سياسي خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا) افزود: پينشهاد ما اين بود كه يك نماينده از بسيج و يك نماينده از انجمن اسلامي دانشجويان و اگر هم امكانش بود يك نماينده از انجمن صنفي صحبتهايي را در جريان سخنراني احمدي نژاد داشته باشند، اما اين امكان فراهم نشد.
دشتباني تصريح كرد: اما ما براي اين كه مطالبات گفته شود تجمع و تريبون آزادي تشكيل داديم و تلاش كرديم از آنجا پيام خودمان را به رييس جمهور برسانيم.
وي به آنچه آن را مشكلات براي دانشچويان در آغاز سال تحصيلي جديد ميخواند كه يك مقداري از آنها نيز از سال هاي قبل ادامه دارد اشاره كرد و ابراز عقيده كرد: برخي دانشجويان در بازداشت به سرميبرند و اساتيدي نيز از تدريس محروم شدهاند كه عموما از اساتيد برجسته و محبوب دانشجويان هستند و مسلمان و انديشمند هستند.
سخنگوي انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه تهران تصريح كرد: اين انتظار از دولت مي رود كه براساس سخناني كه رييس جمهور در دانشگاه كلمبيا داشت مبني بر آزادي اساتيد و دانشجويان در ايران، بازگشت به كلاسهاي درس دانشجويان و اساتيد محروم را فراهم آورند.
وي با تاكيد براينكه اين جزء آرمان هاي اوليه و اصيل انقلاب بوده كه در دانشگاه فضاي آزادي فراهم شده است كه آراي مختلف كه حتي گرايشهاي غيراسلامي داشته باشند، بتوانند در فضاي آكادميك ديدگاه هاي خود را مطرح كنند و در معرض قضاوت عمومي قرار دهند، ابراز عقيده كرد: اما ما متاسفانه شاهد اين انحراف بزرگ هستيم كه دانشجويان و اساتيد مورد تخطئه و برخورد قرار مي گيرند.
دشتباني ادامه داد: از سوي ديگر بايد عنوان كرد كه دانشگاه محل اهانت و آشوب نيست و هر گونه اقدام وعملي كه در جهت تخريب فضاي آرام و آكادميك دانشگاه باشد از نظر ما غير قابل پذيرش است. ما با وجود انتقاداتي كه به دولت داريم خودمان را متعهد به آرمان هاي اصيل انقلاب و حضرت امام خميني (ره) مي دانيم و اتفاقا تلاشمان براي نقد دولت در جهت عمل به فريضه امر به معروف ونهي از منكر و جلوگيري از فساد و انحراف است.
وي با بيان اين عقيده كه مسوولان اجازه ندارند تا عملكرد اجرايي خودشان را به همه آرمانها و اعتقادات ديني و انقلابي مردم ايران منتسب كنند و بديهي است كه آرمانهاي كلي براي همه ما پذيرفته شده است،تصريح كرد: اين متفاوت است با نقدهايي كه در حوزه عملكرد اجرايي به دولت وجود دارد.
وي به مقايسه عملكرد مسوولان و تشكل هاي دانشجويي در زمان پيشين و زمان فعلي تصريح كرد: اين مقايسه فاقد مبناي درستي است چرا كه آنهايي كه مي گويند 270 استاد دانشگاه تهران در زمان پيشين اخراج شده اند مجموعه بازنشستگي هاي كاركنان و پرسنل دانشگاه را در نظر گرفته اند و به نام اخراج عنوان مي كنند كه اين به هيچ وجه درست نيست. علاوه بر اين به نظر من بايد موضوع دانشگاه تهران را جداي از حوزه وزارت علوم بررسي كرد.
وي ابراز عقيده كرد: در مجموع عملكرد مديريت دانشگاه تهران به نسبت ساير دانشگاهها و سياستهاي حاكم بر وزارت علوم متعادل تر و منطقي تر بوده است وبه اعتقاد من مواردي هم كه، از آنچه آن را اخراج اساتيد در دانشگاه تهران خواند، شاهديم خارج از حوزه مديريت دانشگاه تهران و با فشارها و آشوب آفريني هاي جمعهاي محفلي و باندي صورت مي گيرد كه در تلاش هستند رويه مستقل مديريت دانشگاه تهران را تحت تاثير قرار دهند.
سخنگوي انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه تهران فشار بر دانشگاهها را مخل استقلال دانشگاههاي مهمي همچون دانشگاه تهران خواند.
سخنگوي انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه تهران و علوم پزشكي تهران گفت : اگر در دانشگاه نقصي وجود داشته باشد به هيچوجه ازحد نرمال جامعه بالاتر نيست و قطعا محيط دانشگاهها امنتر ازجامعه است.
داوود دشتباني در گفتوگو با خبرنگار سياسي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، با بيان اينكه عدهاي مطرح ميكنند در دانشگاهها فساد اخلاقي وجود دارد، اظهار داشت: متأسفانه اين ديدگاه كاملا اشتباه است. به نظر ميرسد ديدگاههايي كه دربارهي رواج داشتن فساد در دانشگاهها مطرح ميشود بيشتر از آنكه جنبهي واقعي داشته باشد و معطوف به شناخت واقعي این افراد از دانشگاهها باشد، مربوط به اين موضوع ميشود كه دانشگاهها داراي فضاي آزادانديشي و تأمل هستند و ميتوانند با تفكرات اين جريان فكري در تضاد باشند و اجازه ندهند كه اين جريانات تماميتخواه فضاي فكري كشوررا قبضه كنند و درمقابل تماميتخواهي آنها مقاومت ميكنند.
وي افزود: مهمترين ويژگي دانشگاه آن است كه علم و تفكر، بر آن حاكم است. به همين جهت انتساب اين مسائل به دانشگاه ظلم و جفاي بزرگي به دانشجويان است؛ چراكه دانشجويان از فرهيختهترين و منتخبترين افراد جامعه به حساب ميآيند. دانشجويان به دليل تحصيلاتشان از آگاهي اجتماعي بالاتري برخوردارند و نسبت به حد نرمال جامعه از سلامت اخلاقي و اجتماعي بيشتري برخوردار هستند.
اين فعال دانشجويي ادامه داد: متأسفانه تفكراتي كه ديدگاههاي اينچنيني را مطرح ميكنند به نوعي ميخواهند از دانشجويان و دانشگاه انتقام بگيرند. مطمئنا چنين ديدگاههايي منصفانه و قابل اعتماد نيست. بايد در نظر گرفت دانشجويان و جوانان، آيندهسازان و سرمايههاي اين كشور هستند. حمله و تخريب به اين سرمايهها ظلم بزرگي است و تاوان آن را كل جامعه و كشورخواهد پرداخت.
سخنگوي انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه تهران و علوم پزشكي تهران، با بيان اين عقيده كه متأسفانه ديدگاههاي سنتي كه در برخي ازدانشجويان وجود دارد در تضاد با ديدگاههاي امام خميني و انقلاب اسلامي است، خاطرنشان كرد: درگذشته امام خميني (ره) بارها به طور صريح در دفاع از دانشجويان و در مقابل ديدگاههاي اينچنيني از سوي برخي متعصبين، موضعگيري شفاف داشتهاند. در یکی از همین موضع گیری ها با مقایسه زمان پهلوی که می خواستند روحانیون را از سیاست جدا کنند می فرمایند در حال حاضر توطئهاي وجود دارد كه ميگويد دانشجويان نبايد وارد سياست شوند كه اين توطئه، از توطئهي اول بسيار خطرناكتر است.
وي با بيان اينكه اين ديدگاهها به آن دليل مطرح ميشود كه عدهاي ديد متحجرانه و متعصب دارند و تفكراتشان با فضاي دانشگاه در تضاد است، تصريح كرد: روايتي از حضرت علي (ع) وجود دارد كه مي فرمايد يكي از نشانه هاي افول دين درجامعه آن است كه به مسائل اصلي جامعه توجه نشود و به جزئيات اهميت داده شود. حرف هايي كه بيان شده مصداق همان موضوع است كه متأسفانه بزرگترين فسادها كه ميتواند اتفاق بيافتد در نظر گرفته نميشود و به مسائل كوچك ميپردازند.
اين فعال دانشجويي ادامه داد: بزرگترين فسادهايي كه ميتواند از نظرديدگاه ديني مطرح شود، فساد درحاكميت است و اگر كسي مدعي دينداري است بايد به جاي انتقامجويي از دانشجویان به انتقاد از حاكميت بپردازد.
وي در پايان با اشاره به مهندسي فرهنگي، ابراز عقيده كرد: اين بحث بسيار بحث انحرافي و خطرناك است. چراكه اگر حاكميت بخواهد در خصوص آن برنامهريزي كند و فرهنگ را تغيير دهد، يكي از نشانههاي جدي و خطرناك توتاليتاريسم و اوج ديدگاههاي تماميتخواهي عدهاي است كه با در دست گرفتن دولت می خواهند تمام عرصههاي زندگي اجتماعي فرهنگي را دستخوش تحول كنند.
سخنگوي انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه تهران و علوم پزشكي تهران، گفت: جنبش دانشجويي بايد آمادگي پذيرش انتقادهاي ديدگاههاي مخالف را داشته باشد، تا بتواند رشد پيدا كند.
داوود دشتباني در گفتوگو با خبرنگار سياسي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، اظهار داشت: تمام جريانات اجتماعي بايد نقدپذير باشند و هيچ جرياني از اين قاعده مستثني نيست، چرا كه پذيرش ديدگاههاي مختلف اين امكان را ميدهد تا هر نهاد يا مجموعهاي از افكار مختلف، مطلع و به اصلاح خود بپردازد. اين موضوع از آن جهت نيست كه از مواضع خود دور شوند و در خصوص آرمانها تجديدنظر به وجود آيد، بلكه بايد از انتقادها براي پيشرفت و اصلاح عملكردهاي خود استفاده شود.
وي افزود: لازمهي هر پيشرفتي نقدپذيري است و با توجه به آنكه جريانهاي دانشجويي دوراني را گذراندهاند كه در آن تحولهاي بزرگي اتفاق افتاده، بايد مجددا بسياري از مسائل را مورد بازبيني قراردهند تا در نگاه و رويكرد دانشجويان تجديدنظر صورت بگيرد و عملكردها را مطابق با شرايط پيش ببرند.
اين فعال دانشجويي با بيان اينكه پويايي و زنده بودن هر جريان با مرور و تجديدنظرامكانپذير است، تصريح كرد: دانشجويان بايد بتوانند خود را با شرايط جديد وفق دهند. به اعتقاد بنده فضاي باز سياسي كه در دوم خرداد 76 باعث تجديدنظرهايي در جريانهاي دانشجويي شد، آنچنان مفيد و اصولي نبود. ما بر اين باوريم بايد بازگشتي به اصول و آرمانهاي اصيل صورت بگيرد، تا با توجه به ادبيات نسل جديد ، جريان دانشجويي بتواند مجددا پويايي و حيات خود را به دست آورد.
وي با بيان اين عقيده كه متاسفانه شرايط فعلي چندان مطلوب و مناسب به نظر نميآيد، يادآورشد: جريانهاي دانشجويي آسيبپذيرشده و متاسفانه جريان دانشجويي به سوي انفعال كشيده شده است و اين به دليل اشتباهات بعضي از فعالان دانشجويي سابق است كه وضعيت جنبش دانشجويي را به اين سمت كشانده است.
دشتباني در پايان خاطر نشان كرد: صاحبنظران و روشنفكران ميتوانند به جنبش دانشجويي كمك كنند تا گذار جديدي داشته باشند و آسيبشناسي اصلي شكل بگيرد.
و خوشبخت او
و تنها خوشبخت او
آن کسی که امروز را روز خود می نامد
و با آسوده دلی می تواند بگويد
ای فردا هر چه توانی کن
که امروز را به تمامی زيسته ام
” هوراس “
سخنگوي انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه تهران وعلوم پزشكي:
در حادثه اخير دانشگاه اميركبير نميتوان افراد و طيفهاي خاصي را متهم كرد
سـخـنـگـوي انـجـمـن اسـلامـي دانـشـجـويـان دانـشـگـاه تـهـران و عـلـوم پـزشـكـي با اشاره به حوادث دانشگاه اميركبير گفت: «فعالان دانشجويي بايد رفتار معقولانه اتخاذ كنند تا ديگران اجازهي سوءاستفاده نداشته باشند.» 
داوود دشتباني در گفتوگو با خبرنگار سياسي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) اظهار داشت: « بحثي كه تحت عنوان اهانت در نشريات دانشجويي به ساحت مقدس رسول اكرم(ص) صورت گرفته، با توجه به شواهد بررسي شده به نظر ميرسد موضوع آنگونه كه از طرف بعضي از رسانهها و تشكلهاي دانشجويي اعلام ميشد روشن و قابل موضعگيري نيست، از اين رو نميتوان افراد و طيفهاي خاصي را متهم كرد.»
وي افزود: «اين موضوع بايد با شواهد و درايت بيشتر پيگيري شود تا مشخص گردد چه كساني عامل اين اتفاق بودهاند و اين نيازمند آن است كه مسوولان دانشگاه و تعدادي از دانشجويان تحت عنوان كميتهي خاص، ريشهي اين اتفاق را پيگيري كنند.»
اين فعال دانشجويي تصريح كرد: « باتوجه به آنكه مديران مسوول اين نشريات هرگونه ارتباط با انتشار اين نشريه را تكذيب ميكنند، شواهد موجود نيز نشان ميدهد كه اين موضوع چندان بيراه هم نيست.»
دشتباني با اشاره به نحوهي برخورد با اين واقعه ابراز عقيده كرد:«مدت زيادي از واقعهي اهانت به حضرت رسول در آزمون آموزش و پرورش نميگذرد. برخوردي كه با آن اتفاق صورت گرفت در مقايسه با برخورد اين واقعه به خوبي نشان ميدهد كه تعدادي ميخواهند برخورد سياسي داشته باشند و به دنبال سوءاستفاده از احساسات مذهبي مردم هستند.»
وي ابراز عقيده كرد: « اگر غيرت مذهبي و حساسيت اين دوستان نسبت به حضرت رسول(ص) زياد است ما خوشحال ميشديم اين غيرت مذهبي را در مسالههاي قبلي هم ميديديم؛ در صورتي كه در مسائل گذشته اغماض صورت گرفته است، اما در اين مورد كه هنوز منشأ مشخصي نيز وجود ندارد عدهاي با جنجال به دنبال آن هستند تا فضاي دانشگاه را به اختناق بكشند.»
سخنگوي انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه تهران و علوم پزشكي اظهار داشت: « مهمترين ويژگي انجمنهاي اسلامي نمايندگي بدنهي دانشجويي است و تاكنون بيشترين نزديكي را با دانشجويان و مردم داشتهاند. فضاي معقول انجمنهاي اسلامي كمك ميكرد تا معدل بيشتري فضاي دانشگاهي به وجود آيد. متاسفانه در چند سال گذشته با دور شدن برخي از دوستان راديكال از اعتقادات عمومي مردم، تاثيرگذاري قدرت كاهش پيدا كرد و زمينهاي فراهم شد تا كساني كه به دنبال استفادههاي جناحي هستند نسبت نادرست به انجمنهاي اسلامي بزنند.»
وي در پايان خاطرنشان كرد: «من از انجمنهاي اسلامي سراسر كشور خواهش ميكنم با بازگشت اصولي و منطقي به موازيني كه مورد قبول و پذيرش عموم ملت ايران است راه اصلي خود را به دست آورند و زمينه و بستر اتهامهاي اينچنيني را از بين ببرند.»
این بیانیه را به خاطر مشکلاتی که برای دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه تهران پیش آمده و در انتقاد از سیاست های آموزشی دانشگاه نوشته ام که فردا منتشر خواهد شد بنابراین مواظب باشید دستتان نسوزد داغ داغ است:
بیانیه انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران در نقد سیاستها و مقررات آموزشی سیستم آموزش عالی و دانشگاه تهران
بررسي تحولات و پيشرفتهاي بشر در زمينه علم و دانش در تاريخ معاصر و پيشبيني انقلابهاي علمي و اطلاعاتي در آينده كه مبتني بر گسترش دانايي خواهد بود مبين نقش محوري و كليدين آموزش عالي و نهاد دانشگاه در شكلگيري و رهبري اين تحولات است، بر همين اساس است كه براي تدوين چشماندازي صحيح و دسترسي به آيندهاي مناسب چشم جهانيان مجدداً به دانشگاهها دوخته شده است. دانشگاه خواستگاه انتظارات پيشرونده انسان دانايي محور و به تبع آن جامعه دانش مدار امروزي است. تحول در انتظارات و مطالبات ازدانشگاهها نيز بسيار چشمگير بوده است و موجب گرديده تا توقعات چند گانه و متنوعي از دانشگاه به وجود آيد.
دبير سياسي انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه تهران و علوم پزشكي اظهار داشت: شاهديم حتي اساتيدي كه معروف به داشتن گرايشهاي ديني و محققين ارزنده در عرصه دين هستند از حضور در مجامع علمي محروم ميشوند و زيان اين روندها قطعا در بلندمدت متوجه همه خواهد شد.
داوود دشتباني در گفتوگو با خبرنگار سياسي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، تصريح كرد: يكي از آرمانهاي اوليه انقلاب اسلامي سال 58 بحث آزادي بيان و انديشه بوده است. يكي از اهداف اصلي انقلاب بوده است، طوري كه يكي از موارد مطرح شده توسط شهيد مطهري اين بود كه ميخواهيم نظامي تشكيل دهيم كه در آن حتي امكان تدريس و ابراز عقيده و انديشه استادان ماركسيست وجود داشته باشد.
وي گفت: متأسفانه شاهديم كه متضاد با اهداف و آرمانهاي اوليه انقلاب اسلامي عمل ميشود. دانشگاه عرصهاي نيست كه به سادگي در مقابل گرايشهايي كه ميخواهند با محدود كردن ساير جريانهاي فكري عرصه آن را در دست بگيرند، كرنش كند.
دبير سياسي انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه تهران و علوم پزشكي، با بيان اينكه اين عملكرد به كل جامعه علمي كشور صدمه خواهد زد، اظهار داشت: بيشترين ضرر را جامعه علمي و دانشگاهي كشور ميبيند و اميدوارم مسوولان به عملكرد خود دقيقتر نگاه كنند و از برخي غرضورزيها دست بردارند.
اين فعال دانشجويي، با بيان اينكه يكي از شعارهاي دولت نهم عدالت محوري بود، خاطرنشان كرد: عدالت در همه عرصهها از جمله در عرصههاي آموزشي و سياسي نيز اهميت دارد ولي متأسفانه به اين مباحث توجهي نميشود و در واقع به عدالت فقط در عرصه معيشتي ميپردازد و در ساير عرصهها در حد شعار باقي مانده است.
آن جا که از جايگاه و نقش و رسالتي که بر عهده دانشکده حقوق و علوم سياسي است سخن مي گفت تا جايي پيش رفت که بگويد: ”بنابراين مي توان گفت دانشکده وجود ندارد چون موضوعش وجود ندارد“. طباطبايي معتقد است که: ”به اين اعتبار اين دانشکده تاسيس شد که نظام سنتي فکر کردن و نظام سنتي ارزش هاي ما در دوران جديد پاسخ گوي وضع تحولات ايران در آغاز قرن 20 -اندکي پيش از پيروزي مشروطه- نبود. به عبارت ديگر خاستگاه اين دانشکده گسستي است که در نظام سنتي ما انجام شده بود و قرار بود اين دانشکده موضوع خودش را داشته باشد که عبارت باشد از اين که ايران چيست؟“ به زعم وي دانشکده علوم سياسي نتوانسته به موضوع ايران بپردازد و ايران را موضوع مورد مطالعه خويش قرار دهد.
طباطبايي از زمره روشنفکران عرفي است که پروژه روشنفکري ديني را بلاموضوع مي داند هر چند در اين جلسه از اين نيز فراتر رفت و ادعا کرد که به راحتي مي توان گفت عمده تلاش روشنفکري چه در داخل کشور و چه در خارج از کشور فاقد ارزش است و طعنه هاي زد که کساني که اندک آشنايي با ادبيات روشنفکري و به خصوص روشنفکري ديني ايران داشته باشند متوجه آن ها شدند.وي حتي به حال نيز بسنده نکرد و تاريخ روشنفکري را نيز در همين زمره آورد. ”اگر روشنفکري ما نداند که شکاف تاريخي که ايجاد شد چه بود؟ و در کجا ايجاد شد؟ و نطفه روشنفکري ما در آن گسل بسته شد نخواهيم توانست توضيح دهيم که روشنفکري ما چيست؟“
وي معتقد است که روشنفکري ايران در خلا ايجاد شده است و اين داغ تا زمان مرگ و نابودي روشنفکري در ايران بر گرده آن خواهد بود و همچنان در دام تکرار اين خلا گرفتار است به ديگر سخن روشنفکري در ايران بر روي چيزي نايستاده و بر تکيه گاه استواري اتکا ندارد چرا که ما هنوز نتوانسته ايم همه سنت قدمايي خودمان را در حوزه نظر بازسازي بکنيم تا بتوانيم به تعبير طباطبايي يا يکباره به جنگش برويم و يا اگر روشنفکر ديني هستيم با آن ائتلاف کنيم و به آن تکيه دهيم. مهم ترين فراز چالش هاي سيد جواد طباطبايي چه با جريان روشنفکري و چه با جريان آکادميک نيز در همين است که به زعم وي ما هنوز به شناخت ايران نرسيده ايم و اين بحراني است که طباطبايي پيش روي جريان روشنفکري نهاده است. آيا ايران را مي شناسيم يا نه؟ و يا به تعبير خودش ”ايران چيست؟“ حال روشنفکري ايران با اين بحران روبرو است که چه زماني مي خواهد به شناخت ريشه ها و بنيان هاي تاريخي تحولات ايران بپردازد و سنت فکري آن را بشناسد. آيا به تعبير طباطبايي همچنان در اين بحران دست و پا خواهد زد تا بيش تر فرو رود يا به آگاهي دست خواهد يافت؟
روز گذشته مراسم معرفي و نقد و بررسي کتاب مکتب تبريز، مباني تجددخواهي در ايران با حضور دکتر سيد جواد طباطبايي نويسنده اين کتاب به همت جامعه فرهنگي دانشکده حقوق و علوم سياسي در از ساعت 14/30 الي 17 در تالار شيخ مرتضي انصاري اين دانشکده برگزار گرديد.
به اعتبار علوم سياسي صد و چند سالي است که تاسيس شده يعني نماد آموزش علمي در ايران است از طرف ديگر سال 1385 صدمين سال پيروزي مشروطيت در ايران بود و صدور اولين سند حکومت قانون در ايران. وي افزود:اين دانشکده به عنوان نخستين نماد آموزش عالي در ايران به وظيفه خودش، يعني توليد علم به درستي عمل نکرده است. نکته دوم اين که به تدريج که نزديک مي شويم به 100 سال پيروزي مشروطيت در ايران به نظر من آمد که ما احتمالاً به دنبال اين که نمادهايي مثل دانشکده حقوق خصوصاً رشته علوم سياسي به وظيفه خودش عمل نکرده در جاهايي دچار مشکل شديم و از طرف ديگر حتي روشنفکري ايران در فهم مشروطيت در ايران و فهم تحولي که صورت گرفته بود کار اساسي صورت نداده است
تحقق جامعه نمونه مبتني بر فضاي آزاد است
این مطلب در مجله سحر برای اردوی تشکیلاتی کرج درج شده است...
هر يک از جريانهاي اجتماعي داراي کارکردها و رسالتهاي اجتماعي و سياسي، ويژگيها و آرمانهاي متعددي هستند که مسير حرکت و تلاش آنان را مشخص ميکند و بر تصميمات و کنشهاي رهبران و بدنه آن اثر ميگذارند. اين کارکردها تنها به اثرات مستقيم و خودآگاه و مبتني بر تصميمات آگاهانه منحصر نميشود و شامل ابعاد پنهان و خارج از اختيار کنشگران اين جريانها نيز ميشود که بايد با هوشياري و دقتنظر به شناسايي و ارزيابي آنها پرداخت، غفلت از شناسايي اين اثرات و کارکردها در بسياري از مواقع موجب خروج از مسير مورد نظر و پرداخت هزينهها و تحمل صدمات و ضربههايي به پشتوانه جريانات و جنبشهاي اجتماعي ميگردد که گاهي غير قابل جبران و تاريخي است.جريان دانشجويي نيز به عنوان يکي از ريشهدارترين و پرسابقهدارترين جريانهاي اجتماعي داراي چنين وجوه پنهاني است ......
لحن شیرین و فارسی سلیس و روانی که ایشان با آرامش و تاکید بر جزیی ترین نکات در گفتار دارند باعث شده من همیشه ایشان را با ابوالفضل بیهقی مقایسه کنم. دکتر صفت گل سال گذشته را برای فرصت مطالعاتی در انگلیس به سر بردند و مطمئنم با غنای علمی و جدیتی که پیش از سفر نیز از ایشان سراغ می رفت امروز دیگر کلاس های دکتر صفت گل گذشتنی نباشد البته قبلاْ هم همین طور بود اما شاگردان بازیگوشی چون من وااسفا...
من از مرگ نمی ترسم. وقتی کسی می میرد یعنی قبلآ زاده شده. چنین کسی لابد از هیچ آمده. من از هرگز وجود نداشتن می ترسم ... .
این جمله از اوریانا فالاچی روزنامه نگار ایتالیایی است در "نامه به کودکی که هرگز زاده نشد"
شاید گذر زمان است که ما را این چنین به آن چه در کنارمان و جلوی چشممان می گذردبی توجه می کند . اوریانا فالاچی درگذشت کسی که دوران دبیرستان از نویسندگان مورد علاقه ام بود و هنوز هم "یک مرد" روایت پاناگولیس مبارز یونانی و "نامه به کودکی که زاده نشد" -که برخی می گویند نامه به فرزندی است که فالاچی از پاناگولیس داشته است- برایم خاطره انگیز است بسیار خاطره انگیز. هنوز هم هر وقت صحبت از زندان و مبارزه می شود پاناگولیس الگویی است که در ذهنم است الگویی که فالاچی ترسیم کرده است.

نمی دانم چنین تجربه ای را داشته اید یا نه ولی این را می دانم که هم دردی با من در این رابطه کار ساده ای است فقط کافی است تصور کنید که یک نفر -که من اصلا نمی دانم چرا همیشه وقت کم می آورد(خودم)- بعد از این که مطلبی را برای وبلاگش در قسمت "پست مطلب جدید" وارد کرد و "ثبت مطلب و بازسازی وبلاگ" را فشار داد و با صفحه ای روبرو شود که
![]()
The page cannot be displayed
به نظر من که تجربه ای وحشتناک تر از این وجود ندارد که ناگهان نتیجه زحمت چند دقیقه ایت را بر باد ببینی تا چه برسد به بر باد دیدن نتیجه چندین ماهه مثل این احکام هیأت گزینش وزارت علوم!!
به هرحال شب جمعه گذشته را در کنسرت موسیقی آذری عالیم قاسیموف گذراندم و شرحش را نیز نوشتم اما پرید.
"بهشون بگو دیوانه بود از بهشت صحبت می کرد جایی که جنگل هست درخت هست آب هست برکه هست نه اعتیاد هست نه بیکاری نه بدبختی هیچ مردی هم از زن و بچه اش شرمنده نیست"