تبليغاتX
یادمان باشد - نامه ای که امضا نکردم!!

متن نامه سرگشاده جمعی از دانشجویان حامی خاتمی به شرح زیر است :

باسمه تعالی

حضرت حجّه الاسلام و المسلمین خاتمی

سلام علیکم

   بی شک شما و جناب آقای مهندس موسوی از سرمایه ها و ذخایر ارزشمند این کشور هستید. آقای مهندس موسوی با کوله باری از تجارب مدیریت در روزهای سخت و پر فراز و نشیب دفاع مقدّس و شما با انبوهی از تجارب مدیریت در دولتی که هر ۹ روز با یک بحران مواجه بود، در مقام و موقعیّتی قرار دارید که بیش از هر زمان دیگری می توانید برای تغییر شرایط ناگوار کنونی کشور موثّر واقع شوید. شما بارها فرموده اید که بالاترین سرمایه شما آبروی شماست و گفته اید که برای این ملّت، آبرو که سهل است، حاضرید جان خود را نیز فدا کنید. حال که بنا به دلایل قابل مناقشه شما تصمیم گرفته اید از عرصه خطیر نامزدی در انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری کناره بگیرید و سرمایه خود را به گونه دیگری در جهت آرمان های اسلام و انقلاب و منافع ملّی مصروف دارید، ضمن احترام به تصمیم شما ضروری می دانیم به عنوان جمعی از دانشجویان حامی شما و بخشی از ستاد دانشجویی شما نکاتی چند را به استحضار برسانیم.

    ۱- سرمایه ای به نام خاتمی یک شبه و یک جا خلق نشده است و هیچ کس، حتّی خود شما حق ندارد بی تدبیر و حساب در رابطه با این سرمایه تصمیم بگیرد. بخشی از این سرمایه شامل جوانانی است که بی هیچ چشمداشتی در جهت حمایت از اندیشه و گفتمان خاتمی فعّالیّت می کنند. شما خود، بهتر می دانید که وقت و انرژی جوانی بالاترین سرمایه هر فرد در زندگی شخصی اوست؛ و اکنون، جوانان بسیاری در سراسر کشور چند ماه است که این بالاترین سرمایه خود را در خدمت گفتمان خاتمی در طبق اخلاص نهاده اند. نادیده گرفتن نظر و رأی آنان نوعی کم لطفی است که به بهانه اخلاق مداری نمی توان آن را توجیه کرد.

   ۲- پیش تر، از جناب مهندس موسوی نقل شده بود که در صورت کاندیداتوری شما نامزد انتخابات نخواهند شد. این که چه ضرورتی موجب شده ایشان با وجود کاندیداتوری شما، پس از ۲۰ سال سکوت، به عنوان نامزد انتخابات در صحنه حاضر شوند، نیازمند توضیح جدّی و تبیین قانع کننده است. این نیاز وقتی جدّی تر می شود که به یاد آوریم آقای مهندس موسوی نه در سال ۷۶ و نه در سال ٨۴ به رغم اصرار زیادی که وجود داشت، حاضر به نامزدی انتخابات نشدند.

   ما شهادت می دهیم که شما به احترام ایشان حداقل ۴۰ روز اعلام کاندیداتوری خود را به تأخیر انداختید تا بلکه ایشان به نامزد شدن در انتخابات راضی شوند و راضی نشدند.

   به هر حال ایشان سرمایه ای بالقوه هستند که به فعلیت رساندن آن در این فرصت اندک باقی مانده تا روز انتخابات کار بسیار دشواری است و نیازمند مقدّماتی است. متأسّفانه به نظر می رسد ایشان یا نسبت به این مقدّمات بی تفاوت هستند و یا رغبتی به آن نشان نمی دهند. ایشان به صراحت مانع تکثیر عکس و پوستر شده اند؛ در حالی که برای جامعه مهم است که ببیند به چه کسی رأی می دهد. در رابطه با سفرهای استانی نیز چندان تمایلی نشان نداده اند. نسبت به احزاب اصلاح طلب هم، نوعی احساس دوری می کنند. ستادهای انتخاباتی ایشان هنوز گستره کشوری نیافته است. با عنایت به این که اکثریت جمعیت واجد شرایط رأی دادن، جوانانی هستند که شناختی از ایشان ندارند، در رابطه با شانس پیروزی ایشان در انتخابات، تردیدهای جدّی وجود دارد.

   ٣- یکی از آفت هایی که فرهنگ و اقتصاد و سیاست ایران در سده معاصر گرفتار آن بوده است، غلبه نگاه های ایدئولوژیک به این مقولات است. انسان های ایدئولوژیک معمولاً اصول موضوعه ای دارند و صادقانه به آن ها پایبندند. گرفتاری ایشان در چنبره این اصول، در بسیاری موارد آن ها را از درک برخی تغییرات و واقعیات اجتماعی باز می دارد.

   ایران امروز سبک های مختلف زندگی را در خود جای داده است. اندیشه ها و گرایش های متنوّع دینی و عرفانی و معنوی در این جامعه جاری و ساری هستند. این جامعه نیازمند کسی است که تنوّع و تکثّر موجود در آن را بپذیرد و در عین پایبندی به چارچوب منطقی ذهن خود، حاضر به گفتگو و تعامل با دیگر سلایق و اندیشه ها باشد. از این زاویه، به نظر ما، شما بیش از دیگران واجد این ویژگی هستید.

   زمان و نحوه حضور جناب مهندس موسوی نشان از این دارد که ایشان بر مبنای نوعی احساس تکلیف فردی قدم در عرصه انتخابات گذاشته اند، درست به همان قرینه که در انتخابات های پیشین از حضور در عرصه پرهیز می کردند. از نظر ما این قبیل احساس تکلیف ها که بدون در نظر گرفتن خرد جمعی و واقعیات اجتماعی به عرصه عمل سیاسی می انجامند، نشانه ای از رویکردهای ایدئولوژیک می باشد. ما نسبت به مواضع آقای مهندس موسوی به خصوص در زمینه اقتصاد و سیاست خارجی سوالات جدّی داریم.

   مخلص کلام این که نگاه ایدئولوژیک به سیاست و فرهنگ و اقتصاد به هر مقصدی بینجامد، به دموکراسی نمی انجامد و این یک ادّعا نیست؛ واقعیتی است که در کشورهای مختلف دنیا به اثبات رسیده است. ما امروز به کسی نیاز داریم تا از مدرنیته ایرانی دفاع کند.

   به نقل از مهندس موسوی گفته شده که قصد دارند در آستانه دهه چهارم انقلاب اسلامی، گفتمان دهه اوّل انقلاب را احیا کنند. این، امر مبارکی است. امّا از یاد نباید برد که احیای آن گفتمان بدون نگاه انتقادی به آن و در نظر گرفتن برخی مقتضیات دنیای امروز، به مرور به هدم و حذف آن می انجامد.

   ۴- شما فرموده اید که به جهت پرهیز از پراکندگی آرا از نامزدی انتخابات انصراف می دهید. از نظر برخی جامعه شناسان، گفتمان مهندس موسوی بیش از آن که آرای خاموش را به خود جذب کند، رأی بخشی از اصولگرایان جامعه را به خود جلب خواهد کرد. و البتّه بنا بر اعتقاد بسیاری از ناظران سیاسی عنصر تعیین کننده در این انتخابات و نیز خنثی کننده امدادهای غیبی همان آرای خاموش است. از این رو به نظر می رسد همپوشانی آرای شما و جناب مهندس موسوی چندان زیاد نباشد. به همین جهت اساس استدلال شما زیر سوال می رود. دست کم این مطلب به عنوان یک فرض، قابل تأمّل و مطالعه بود و متأسّفانه شما به آن وقعی ننهاده اید.

   ۵- شما به اصلاح طلبان خاصّه ما جوانان هشدار داده اید که از تفرقه بپرهیزیم و بر وحدت تأکید کنیم. این کم نظیر است که جوانانی با دیدگاه ها و گرایش های مختلف به نتیجه واحدی رسیده اند و آن، حمایت از فردی به نام خاتمی و گفتمانی به نام گفتمان اصلاح طلبی است. از نظر ما، انصراف شما متأسّفانه موجب از بین رفتن این وحدت می شود. در این برهه دست کم سه دسته اصلاح طلب قابل تشخیص هستند: عدّه ای عطای انتخابات را به لقای آن خواهند بخشید. دسته دیگری از جناب کروبی حمایت خواهند کرد و گروه سومی نیز پشت پرچم جناب مهندس موسوی جای خواهند گرفت.

   واقعاً جای دارد که از جنابعالی و جناب مهندس موسوی و حضرت حجّه الاسلام کروبی بپرسیم: شما که به عنوان سه شخصیت مبرّز و آبدیده سیاسی با کوله باری از تجارب به هر دلیلی نتوانستید پیش از رسانه ای شدن مسایل با یکدیگر تفاهم کنید و به وحدت برسید، چگونه از انبوهی از جوانان و نیروهای سیاسی با گرایش های متعدّد و متنوّع انتظار دارید با یکدیگر به تفاهم و توافق برسند؟

   البتّه ما با جان و دل باور داریم و شهادت می دهیم که شما از بازگشت به قدرت اکراه داشتید.

   ۶- جامعه ایرانی با هیچ کسی عقد اخوّت دایمی نبسته است. نظر شما برای ما بسیار عزیز و محترم است امّا ما از امام راحل آموخته ایم که ملاک، حال افراد است. لذا ما نمی توانیم به کسی که شناخت دقیقی از او نداریم چک سفید امضا دهیم. حضور شما به عنوان نامزد انتخابات بازی بازی گردانان خارج از دایره اصلاح طلبی را به هم ریخت و اکنون با رفتن شما ما نگرانیم که آن ها این بار چه بازیی را ساز می کنند و چه سازی را کوک می کنند؟ روا نیست جریان اصلاح طلب برای افرادی هزینه کند که نسبت خود را با مختصات این جریان روشن نکرده اند و اگر بیم آن رود که برخی عملکردها به کام اصول گرایان باشد و از جیب اصلاح طلبان هزینه شود، بهتر آن است که یا سکوت شود یا از کاندیداهایی حمایت شود که دست کم هزینه ای بر جریان اصلاح طلبی تحمیل نمی کنند.

   به هر حال ما به عنوان فرزندان شما، اطمینان خاطر می دهیم که نسبت به شرایط خطیر و حساس کنونی بی تفاوت نباشیم.


«و السلام»

۲٨ اسفند ٨۷

امضاء کنندگان به ترتیب حروف الفبا:

۲. رضا احمدی (دبیر سابق انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی ایران)

٣. مجتبی بیات (عضو سابق شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت)

۴. عماد بهاور (عضو سابق شورای عمومی دفتر تحکیم وحدت)

۵. علی پور خیری (عضو سابق انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه علامه طباطبایی)

۷. بابک حیدری (دبیر سابق انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی ایران)

٨. حامد خوانساری (فعّال دانشجویی دانشگاه آزاد اسلامی)

۹. محمّد رضا جلایی پور (عضو سابق شورای عمومی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران و علوم پزشکی)

۱۰. حسن رحمانی (دبیر سابق انجمن اسلامی دانشجویان دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران)

۱۱. مهدی شیرزاد (دبیر سابق انجمن اسلامی دانشجویان دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران)

۱۲. داود دشتبانی (عضو سابق شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران و علوم پزشکی)

۱٣. رضا شریفی (نایب رییس شاخه دانشجویی جبهه ی مشارکت ایران اسلامی)

۱۴. وحید عابدینی (عضو سابق شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران و علوم پزشکی)

۱۵. میثم عبّاسی (مسئول کمیته دانشجویی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران)

۱۶. علیرضا قجری (عضو شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تربیت مدرس)

۱۷. سارا نادری (عضو سابق انجمن اسلامی دانشگاه صنعتی امیرکبیر)

۱٨. حسین نقاشی (دبیر سابق انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران وعلوم پزشکی)

۱۹. علی وفقی (دبیر سابق انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف و عضو سابق دفتر تحکیم وحدت)

۲۰. صابر شیخ لو

۲۱. حجّت شریفی

۲۲. سمیه توحیدلو


۱ فروردین ۱۳۸۸
منبع: میزان

 

 

+ نوشته شده در یکشنبه سی ام فروردین 1388ساعت 17:4 توسط داود دشتبانی |