دبير سياسي انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه تهران و علوم پزشكي تهران گفت: «دليل اينكه بدنه جنبش دانشجويي نمي‌تواند ظهور و بروزي داشته باشد اين است كه تشكيلات رهبري كننده‌اي براي اين بدنه خفته وجود ندارد. اگر تشكيلاتي در دانشگاه‌ها به وجود بيايد كه گفتمان آن گفتمان غالب دانشجويي باشد، ما همچنان شاهد فعاليت و سياست‌ورزي دانشجويان در عرصه‌ دانشگاهها خواهيم بود.» به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، داوود دشتباني در سخناني گفت: «اطلاق عبارت جنبش در بررسي جريان‌هاي دانشجويي در ايران نوعي انحراف از مسير تحليل است؛ چراكه اساسا يك جنبش نمي‌تواند خصلتي چند ساله و چند دهه‌اي داشته باشد.» وي افزود: «جنبش، يك حركت مقطعي است كه در واقع عناصر و ويژگي‌هاي مشخص تحليلي دارد، در مقطع مشخصي اتفاق مي‌افتد و مطالبات مشخص و خاصي دارد كه آن را پيگيري مي‌كند كه يا به آن دست مي‌يابد يا نه و تمام مي‌شود. مي‌توان در مورد حركت‌هاي مختلف در برهه‌هاي مختلف بحث جنبش را مطرح كرد. در كشور‌هاي اروپايي هم بحث‌هايي كه تحت عنوان جنبش مطرح مي‌شود كاملا مقاطع مشخص دارد.» وي افزود: «يكي از خصلت‌هاي مشخص جنبش‌ها اين است كه تشكيلات‌گريز هستند و هيچ تشكيلاتي نمي‌تواند مدعي باشد كه رهبري يك جنبش بر بر عهده دارد، مثل جنبش‌هاي 1968 فرانسه.» اين فعال دانشجويي خاطرنشان كرد: «در واقع بيشتر آنچه كه با عنوان جنبش دانشجويي بحث مي‌شود، درباره‌ تشكيلات سياسي – دانشجويي به نام دفتر تحكيم وحدت است. اين تشكيلات پس از انقلاب به وجود آمده و بخاطر نزديكي‌اش با بدنه دانشجويي در دهه‌ 60 توانست برآيند جريان دانشجويي باشد و با حكومتي كه بر خواسته از مردم بود همراهي كند.» دشتباني توضيح داد: «به دليل وجود كاريز‌ماي حضرت امام (ره) و در واقع نزديكي دفتر تحكيم با حكومت، تحكيم بدنه دانشجويي را نمايندگي كرد.» دشتباني با بيان اينكه آنچه كه تحت عنوان ياس و سياست‌گريزي در فضاي سياسي فعلي دانشگاه نام برده مي‌شود را توهم مي‌دانم، افزود: «امروز بدنه‌ جنبش دانشجويي رهبر خود را از دست داده است. آنچه كه با نمايي از ياس و نااميدي ديده مي‌شود به اين دليل است كه بدنه دانشجويي ديگر تشكيلات رهبري خود را ندارد و اكثريت بدنه دانشجويي معتقد به روشنفكري ديني هستند و از نظر سياسي معتقد به جريان اصلاح‌طلبي هستند.» دبير سياسي انجمن اسلامي دانشجوان دانشگاه تهران و علوم پزشكي تهران گفت: «مشكلات امروز، نتيجه‌ مستقيم انحراف در رهبري تشكيلات تحكيم وحدت است. بخشي از انحرافي كه در دفتر تحكيم وحدت بعد از سال 80 ايجاد شد نتيجه دخالت‌ بعضي نهاد‌ها است و در بخش ديگر آن مستقيما افراد مشخصي متهم هستند كه اين انحراف را در دفتر تحكيم به وجود آورده و اين تشكيلات را از بدنه‌ دانشجويي آن جدا كردند.» وي افزود: «‌در پي اين مسائل، دفتر تحكيم به يك فرقه تندرو و راديكال تبديل ‌شد كه به هيچ وجه ارتباطي با بدنه‌ دانشجويي ندارد و يكسري مطالبات غير منطقي را پيگير مي‌كند كه بدنه دانشجويي حاضر نيست پاي اين مطالبات راديكال بايستد، چون به آن اعتقادي ندارد.» وي گفت: «شاهديم كه دفتر تحكيم از روشنفكري ديني كه معتقد است بين تجدد و مذهب مي‌توان قرابتي ايجاد كرد وارد پارادايم جديد مي‌شود كه به يكباره از تضاد تجدد و اسلام صحبت مي‌كند